جملهء كوتاه و پرمعنا بيان مىكند و مىفرمايد : « بستگان و نزديكانش را ناپايدار و بيگانگان در دشمنىاش مصمّم بودند ، عرب براى نبرد با او زمام مركبها را رها ساخت و باشتاب ، به سوى او راند تا از دورترين نقطه و پرفاصلهترين خانه عداوت خويش را در برابر وى ظاهر سازند » ؛ ( و قد تلوّن له الأدنون « 1 » ، و تألّب « 2 » عليه الأقصون ، و خلعت إليه العرب أعنّتها « 3 » ، و ضربت إلى محاربته بطون رواحلها ، « 4 » حتّى أنزلت بساحته عداوتها ، من أبعد الدّار ، و أسحق « 5 » المزار ) .
جملهء « تلوّن له الأدنون » اشاره به اين است كه جمعى از بستگان نزديك پيامبر صلّى اللّه عليه و إله مانند عباس كه تمايل به حمايت از او داشتند ، در كار خود ثابت قدم نبودند .
جملهء « تألّب عليه الأقصون » اشاره به شاخههاى دور تر قبيلهء قريش است كه دست به دست هم دادند و قبائل ديگر را نيز تحريك كردند تا در برابر پيامبر اسلام بايستند و در چنين شرايطى كه نه نزديكان جرأت حمايت شجاعانهاى داشته باشند و نه دوران ، در عداوت و دشمنى كوتاهى كنند مشكلات عظيمى پيدا مىشود كه ايستادگى در برابر آن بسيار سخت است .
جملهء « خلعت إليه العرب أعنّتها ، و ضربت إلى محاربته بطون رواحلها » اشاره به سرعت و شتاب شديد مخالفان در عداوت و دشمنى با آن حضرت است ، زيرا هنگامى كه بخواهند مركب به سرعت پيش برود افسار آن سست مىكنند و با شلّاق بر پهلوها و شكم آن مىزنند . تاريخ اسلام نيز در همهء فصول خود به اين حقيقت گواهى مىدهد كه
هامش
( 1 ) . « ادنون » جمع « أدنى » به معناى نزديك است ، بنابراين « أدنون » يعنى نزديكان و در مقابل « أقصون » به معناى افراد دور است .
( 2 ) . « تألّب » از مادهء « ألب » بر وزن « امر » به معناى جمع شدن و از هرسو گرد آمدن است و به معناى شورانيدن و بسيج كردن بر ضدّ شخص يا گروهى نيز به كار مىرود .
( 3 ) . « أعنّة » جمع « عنان » يعنى زمام و لجام .
( 4 ) . « رواحل » جمع « راحله » به معناى مركب و در بسيارى از مواقع به معناى شتر باربر است .
( 5 ) . « أسحق » از ريشهء « سحق » بر وزن « قفل » يعنى دور شدن و اسحق به معناى دورترين نقطه است .