بعضى از شارحان نهج البلاغه در اينجا اشكالى مطرح كردهاند ، كه چگونه امام تقاضاى اتمام نعمت مىكند ، در حالى كه قرآن مىگويد :
« وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَتَ اللَّهِ لا تُحْصُوها »
« 1 » اشاره به اينكه نعمتهاى الهى قابل شمارش نيست و حد و مرز ندارد ؟
ولى بايد توجه داشت كه تكميل نعمت درجات و مراحلى دارد ؛ اگر به مرحلهء نهايى آن هيچكس نمىرسد ، مراحل ديگرش قابل وصول است و امام آن را از خدا تقاضا مىكند .
سپس حضرت شهادت به نبوّت پيامبر را با ذكر اوصاف برجستهء آن حضرت مطرح مىكند و مىفرمايد : « و گواهى مىدهيم كه محمّد بنده و فرستادهء اوست ، همان كسى كه در راه رضاى خدا در درياى مشكلات غوطهور شد ، و جام هرمصيبتى را جرعه جرعه نوشيد » ؛ ( و نشهد أنّ محمّدا عبده و رسوله ، خاض إلى رضوان اللّه كلّ غمرة « 2 » ، و تجرّع فيه كلّ غصّة « 3 » ) .
اين دو وصفى كه امام عليه السّلام دربارهء پيامبر صلّى اللّه عليه و إله بيان فرموده ، جامع همهء اوصاف خير است ؛ ايستادن در برابر مشكلات و تحمّل در برابر مصائب . تا آن مقاومت و تحمّل نباشد هيچكار مهمى به سامان نمىرسد .
جملهء « تجرّع فيه كلّ غصّة » نشان مىدهد كه حوادث گلوگير در برابر پيامبر يكى ، دو تا نبود ، بلكه او جرعه جرعه از جام مصائب مىنوشيد و تحمّل مىكرد ؛ جمعى از بهترين يارانش را از او گرفتند صبر كرد ، انواع مشكلات و موانع بر سر راه او ايجاد كردند ؛ ولى از همهء آنها عبور نمود و اين در واقع درسى است براى همهء كسانى كه مىخواهند با طاغوتها مبارزه كنند و به اصلاح جامعهء خويش بپردازند .
سپس امام عليه السّلام بخشى از مشكلات عظيم پيامبر اسلام را در دوران رسالتش در چند
هامش
( 1 ) . ابراهيم ، آيهء 34 .
( 2 ) . « غمره » در اصل از « غمر » بر وزن « خمر » به معناى از بين بردن اثر چيزى است . سپس به آب زيادى كه همهء چهرهء چيزى را مىپوشاند و مسير خود را مىشويد و پيش مىرود « غمره » و « غامر » گفته مىشود .
( 3 ) . « غصّه » در اصل به معناى غذا ، آب و يا شىء ديگرى است كه در گلوگير مىكند . انسان چون هنگام غم و اندوه ، احساس مىكند چيزى در گلويش گير كرده است از آن تعبير به غصّه مىشود .