مىگردند » . « 1 »
در شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد در ذيل اين آيهء شريفه از پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله نقل شده است كه سؤال كردند : آيا منظور از آيه كسانى هستند كه معصيت مىكنند و از گناه خود مىترسند ؟ فرمود : نه ! « بل الرّجل يصوم و يتصدّق و يخاف أن لا يقبل منه ؛ منظور كسى است كه روزه مىگيرد و در راه خدا انفاق مىكنند و در عين حال از اين بيم دارد كه از او پذيرفته نشود » . « 2 »
سپس امام عليه السّلام به ذكر همت عالى پرهيزكاران مىپردازد و مىفرمايد : « از اعمال اندك ، خشنود نمىشوند ، و اعمال فراوان خود را زياد نمىشمارند ، بلكه پيوسته خود را ( به كوتاهى و قصور ) متّهم مىسازند ( هرچند عبادات و طاعات و كارهاى مهم اجتماعى فراوانى كرده باشند و به همين دليل ) از اعمال خود نگرانند ( مبادا حق خدا و خلق را ادا نكرده باشند ) » ؛ ( لا يرضون من أعمالهم القليل ، و لا يستكثرون الكثير . فهم لأنفسهم متّهمون ، و من أعمالهم مشفقون « 3 » ) .
علوّ همت آنها و معرفت بالايشان به آنها اجازه نمىدهد كه به اعمال كم راضى شوند و يا اعمال فراوان را بسيار ببينند بر خلاف كوتهفكران مغرور كه به اندك عملى چنان از خود راضى مىشوند كه گويى برترين خلق خدايند .
گذشته از اين ، آنها داراى صفت برجستهء انتقاد از خويشتناند كه غالب افراد از آن گريزانند نه انتقاد ديگران را مىپذيرند و به طريق اولى نه از خود انتقاد مىكنند و كارى را كه سبب تكامل و پيشرفت انسان است رها مىسازند .
آنها پيوسته از اين بيم دارند كه حق نعمت خدا را ادا نكرده باشند و راه و رسم عبوديت
هامش
( 1 ) . مؤمنون ، آيهء 60 .
( 2 ) . شرح ابن ابى الحديد جلد 10 ، صفحهء 146 .
( 3 ) . « مشفقون » از « اشفاق » به معناى علاقهء آميخته با ترس است ؛ يعنى كسى به ديگرى علاقه دارد و دربارهء بروز حوادثى نسبت به او بيمناك است .