آنگاه امام عليه السّلام در ادامه همان مسئله انتقاد از خويشتن به نكته زيباى ديگرى اشاره مىكند ، مىفرمايد : « هرگاه يكى از آنها را مدح و ستايش كنند . از آنچه دربارهء او گفته شده به هراس مىافتد و مىگويد : من از ديگران نسبت به خود آگاهترم و پروردگارم به اعمال من از من آگاهتر است . بارالها ! مرا به سبب نيكيهايى كه به من نسبت مىدهند مؤاخذه مفرما ! و مرا برتر از آنچه آنها گمان مىكنند قرار ده و گناهانى را كه من دارم و آنها نمىدانند ببخش » ؛ ( إذا زكّي أحد منهم خاف ممّا يقال له ، فيقول : أنا أعلم بنفسي من غيرى ، و ربّي أعلم بي منّي بنفسي ! اللّهمّ لا تؤاخذني بما يقولون ، و اجعلني أفضل ممّا يظنّون ، و اغفر لي ما لا يعلمون ! ) .
مىدانيم يكى از موانع راه پيشرفت در درگاه خدا و در جامعهء بشرى ، مدح مداحان و تملق متملقان است كه بسيارى از سران جهان را به خطا افكنده و گمراه ساخته است .
پرهيزكاران پيوسته از ستايش ستايشگران بيمناكند ، نكند سبب غرور و عجب آنها گردد و مورد مؤاخذه پروردگار واقع شوند . در عين حال از خدا مىخواهند كه برتر از ستايش آنها باشند و اگر خطا و گناه مخفيانهاى دارند ، خدا آنها را ببخشد .
* * *
نكته آنها نقّادان عمل خويشند
در حالى كه برنامهء شبانهء پرهيزگاران ، خودسازى در سايهء نيايش و عبادت و راز و نياز با خداست ، روزانهء آنها برنامهاى كاملا مردمى و اجتماعى دارند ؛ تكيه بر علم و حلم و نيكوكارى و خوف در برابر انجام مسؤوليتها دليل روشنى بر اين معناست .
عالماند و با علم خود جامعه را هدايت مىكنند .
حليماند و در مقابل تعصّب و لجاجت و ندانمكارىهاى افراد جاهل صبر مىكنند .
نيكوكارند و به اندازهء توان خود به نيازمندان خدمت مىكنند .