تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 558

مساهمون:

ص٥٥٨

شرح و تفسير برنامهء روزانهء پرهيزكاران

امام عليه السّلام در اين بخش از خطبه به برنامهء روزانهء پرهيزكاران مىپردازد ( در برابر بخش گذشته كه برنامهء شبانهء آنها را تشريح مىكرد ) و در آغاز به پنج وصف از اوصاف آنها اشاره مىكند و مىفرمايد : « پرهيزكاران به هنگام روز ، دانشمندانى بردبار و نيكوكارانى باتقوا هستند . ترس و خوف ( در برابر مسئوليتهاى الهى ) بدنهاى آنها را همچون چوبه‌هاى تير ، تراشيده و لاغر ساخته ، آن‌گونه كه بينندگان ( ناآگاه ) آنها را بيمار مىپندارند در حالى كه هيچ بيمارى در وجودشان نيست و گويندهء ( بىخبر و غافل ) مىگويند : آنها افكارشان به‌هم‌ريخته و بيمار دل‌اند ، در حالى كه انديشه‌اى بس بزرگ با فكر آنان آميخته است ( انديشهء مسئوليت در برابر فرمانهاى الهى ) » ؛ ( و أمّا النّهار فحلماء علماء ، أبرار أتقياء . قد براهم « 1 » الخوف بري القداح « 2 » ينظر إليهم النّاظر فيحسبهم مرضى ، و ما بالقوم من مرض ؛ و يقول : لقد خولطوا ! « 3 » . و لقد خالطهم أمر عظيم ! ) . اوصاف پنج‌گانه‌اى كه امام عليه السّلام در برنامهء روزانهء پرهيزكاران بيان فرمود ، نشانهء روشنى بر اين حقيقت است كه پرهيزكارى مورد نظر ، هرگز پرهيزگارى منفى و جداى از جامعه نيست ، بلكه پرهيزگارى توأم با علم و دانش ، مديريت و مسئوليت‌پذيرى و نيكوكارى و زندگى در دل جامعه است . « حلماء » از مادهء « حلم » به گفتهء راغب در اصل به معناى خويشتن‌دارى به هنگام غصب
هامش
( 1 ) . « براهم » از ريشهء « برى » بر وزن « سعى » به معناى تراشيدن قلم يا تير و يا هرچوبى است و در محل كلام به معناى لاغر ساختن است . ( 2 ) . « قداح » جمع « قدح » بر وزن « قشر » به معناى چوبهء تير است . پيش از آن‌كه آن را بتراشند و به پيكان نهند . ( 3 ) . « خولطوا » از « خلط » به معناى مخلوط كردن گرفته شده و در اينجا به معناى درهم‌ريخته شدن فكر است كه در تعبيرات عوامانه مىگويند : فلان‌كس قاطى كرده است .