است و از آنجا كه اين حالت از عقل و خرد سرچشمه مىگيرد ، اين واژه ( حلم ) گاه به معناى عقل و خرد نيز به كار مىرود ، لذا « حليم » هم به افراد بردبار و خويشتندار مىگويند و هم به افراد عالم و دانشمند .
علماى اخلاق گفتهاند كه صفت « حلم » حد وسط در ميان دو صفت رذيله است ؛ يكى تن به ذلت دادن و ديگرى افراط در غضب .
به هرحال اين صفت در برخورد با جاهلان و بىخردان غالبا ظاهر مىشود ، شخص حليم تا آنجا كه سبب سوء استفاده نشود در برابر آنان ملايمت و مدارا بهخرج مىدهد ، شايد به راه آيند و دست از خيرهسرى بردارند .
تعبير به « علماء » منحصر به عالمانى نيست كه علوم رسمى را خواندهاند ، بلكه شامل افراد آگاهى مىشود كه داراى معرفت بالا و قدرت درك حقايقاند .
تعبير به « قد براهم الخوف بري القداح » تنها مقصودش اين نيست كه پرهيزگاران از خوف مسئوليتها لاغر اندامند ، بلكه آنها بر اثر اين خوف فعاليت قوىتر و قاطعترى در راه انجام وظيفه دارند ، زيرا وقتى چوبهء تير را مىتراشند براى خوردن به هدف ، پرواز بهتر و نوك تيزترى دارد .
تعبير به اينكه « ناظران آنها را بيمار مىپندارند » اشاره به اين است كه همواره عالمان بردبار و پرهيزگاران نيكوكار - در چشم افراد سادهلوح ، انسانهاى غيرقاطع با مديريت ضعيف محسوب مىشوند ، به همين دليل مىبينيم غالب پيامبران از سوى امتهاى نادان به جهل و جنون متّهم شدند به خصوص اينكه آنها همرنگ جماعت نيستند و آن كس كه همرنگ جماعت نباشند از نظر جاهلان سند رسوايى خود را امضا كرده و چنين كسى كه نان به نرخ روز نمىخورد ، عاقل نيست .
قرآن مجيد دربارهء پيشگامان در خيرات مىگويد : «
« وَ الَّذِينَ يُؤْتُونَ ما آتَوْا وَ قُلُوبُهُمْ وَجِلَةٌ أَنَّهُمْ إِلى رَبِّهِمْ راجِعُونَ »
آنها كسانى هستند كه نهايت كوشش را در انجام طاعات به خرج مىدهند و با اين حال دلهايشان هراسان است از اينكه به سوى پروردگارشان باز