سوى سوم همه بدانند كه اين بيانات نه به جهت دنيا بوده ، نه تقويت پايههاى حكومت ، بلكه هدفى جز هدايت امّت به صراط مستقيم در آن نبوده است . حضرت در اينجا دوازده وصف براى خويشتن بيان مىكند كه هريك فضيلت بزرگى از فضايل انسانى است .
نخست مىفرمايد : « من از كسانى هستم كه در راه خدا از هيچ سرزنشى هراس ندارم » ؛ ( و إنّي لمن قوم لا تأخذهم في اللّه لومة لائم ) .
گاه انجام وظيفه ، مخالف افكار و خواستههاى گروهى از افراد جامعه است ، در اينجا افراد سودجو و عافيت طلب يا ترسو از انجام وظيفه سرباز مىزنند ، مبادا هدف تيرهاى ملامت و سرزنش قرار گيرند . مرد خدا كسى است كه اگر همهء مردم به راه خطا بروند و او راه صواب را در برابر خود ببيند از پيمودن آن نهراسد و رضاى خدا را بر رضاى خلق مقدّم دارد و در رأس چنين جمعيّتى امير مؤمنان على عليه السّلام - بعد از پيامبر اكرم - قرار داشت و اين ويژگى در همهء اهل بيت عصمت بود كه يكى از نمونههاى بارز آن امام حسين عليه السّلام و قيامش در كربلاست .
قرآن مجيد نيز دربارهء گروهى از مجاهدان راه خدا اين وصف را بيان كرده ، مىفرمايد :
«
« يُجاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ لا يَخافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ ذلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشاءُ »
آنها در راه خدا جهاد مىكنند و از سرزنش هيچ ملامتگرى هراسى ندارند ، اين فضل خداست كه به هركس بخواهد ( و شايسته ببيند ) مىدهد » . « 1 »
در دومين و سومين وصف مىفرمايد : « از كسانى كه سيمايشان سيماى صديقان و گفتارشان گفتار نيكان است » ؛ ( سيماهم سيما الصّدّيقين ، و كلامهم كلام الأبرار ) .
« صدّيقين » همان راستگويانى هستند كه در صف مقدّم تصديقكنندگان پيامبران درآمدهاند و اعمالشان گفتارشان را تصديق مىكند و در آيهء 69 سورهء نساء هم رديف پيامبران ذكر شدهاند ؛ آنجا كه مىفرمايد :
« فَأُولئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقِينَ »
هامش
( 1 ) . مائده ، آيهء 54 .