اين سخن در صورتى صحيح است كه « النار » به معناى آتش دوزخ نباشد ، بلكه به معناى وسيعى باشد كه شامل آتش مشكلات دنيوى نيز بشود . مثلا گفته شود : « تن به مشكلات و حتى مرگ مىدهيم اما ننگ سيطرهء كفّار را بر بلاد اسلامى نمىپذيريم » . به يقين اين شعار صحيحى است ؛ اما اگر گفته شود « تن به آتش دوزخ مىسپاريم ؛ اما ننگ برترىجويى فلان قبيله را نمىپذيريم » شعارى بسيار نادرست و همگون با تعصّبات جاهليت است .
بر اين اساس آنچه در شرح نهج البلاغه محقّق تسترى آمده است كه اين تقسيم را سخن مضحكى مىداند ، درست به نظر نمىرسد ، زيرا گويندگان اين سخن نار را به معناى وسيع تفسير كردهاند ، هرچند آنچه در كلام امام عليه السّلام از زبان متعصّبان آن زمان آمده ، منظور همان قسم منفى اين شعار است .
آنگاه امام به عاقبت شوم اين روش اشاره كرده ، مىفرمايد : « شما اگر به غير اسلام پناه بريد كافران با شما نبرد خواهند كرد و در آن هنگام نه جبرئيل و ميكائيل به يارى شما مىآيند و نه مهاجرين و انصار و راهى جز پيكار با شمشير نخواهيد داشت تا خداوند ميان شما حكم كند ( و شكست و زبونى شما فرارسد ) » ؛ ( و إنّكم إن لجأتم إلى غيره « 1 » حاربكم أهل الكفر ، ثمّ لا جبرائيل و لا ميكائيل و لا مهاجرون و لا أنصار « 2 » ينصرونكم إلّا المقارعة « 3 » بالسّيف « 4 » حتّى يحكم اللّه بينكم ) .
هامش
( 1 ) . مرجع ضمير در « غيره » اسلام است كه قبلا ذكر شده ، هرچند بعضى احتمال دادند كه منظور خداست .
( 2 ) . واژهء « لا » در چهار مورد كه در اين جمله آمده است ، اگر « لا » نافيه جنس باشد بايد جبرائيل و ميكائيل و مهاجرون و انصار به صورت منصوب خوانده شود ، آنگونه كه در بعضى از نسخ نيز وارد شده است و اگر آن را « لا » ى نفى بدانيم ( لاى مشبهه به ليس ) بايد هرچهار كلمه به صورت مرفوع خوانده شود ، آنگونه كه در نسخهء موجود است .
( 3 ) . « المقارعة » به معناى زدوخورد و نبرد و كشمكش است .
( 4 ) . جملهء « إلّا المقارعة بالسّيف » احتمال دارد از قبيل استثناى منقطع باشد ، اشاره به اينكه شما هيچ يار و ياورى نخواهيد داشت ، جز زدوخورد با شمشير كه آن نيز نمىتواند با اين پراكندگى كه داريد سبب -