و بر كسانى كه پيش از آن بر آنها فرمانروايى داشتند حكم راندند ، و احكام را دربارهء كسانى به اجرا درآوردند كه در گذشته مجريان امور بودند ، نه نيزههاى آنها كج مىشد و نه سنگ آنان درهم مىشكست ( قدرتشان ثابت و نيروهايشان شكستناپذير بود ) » ؛ ( فهم حكّام على العالمين ، و ملوك في أطراف الأرضين . يملكون الأمور على من كان يملكها عليهم ، و يمضون الأحكام فيمن كان يمضيها فيهم ! لا تغمز « 1 » لهم قناة « 2 » ، و لا تقرع « 3 » لهم صفاة « 4 » ) .
اشاره به اينكه پادشاهان و حاكمانى كه در دوران قبل آنها را بر اثر اختلاف و پراكندگى و ضعف و ناتوانى به بند مىكشيدند و برده و بندهء خود مىساختند ، در سايهء اتحاد و قدرتى كه مسلمين از ايمان گرفته بودند در برابر آنان زانو زدند و به نيروى شكستناپذيرى مبدّل شدند .
يكى از مستشرقين مىگويد : قدرت مسلمين به جايى رسيده بود كه اگر كسى به فكر مبارزهء با آنها مىافتاد ، مىگفتند : ديوانه است و عقل خود را از دست داده است .
* * *
هامش
( 1 ) . « تغمز » از ريشهء « غمز » بر وزن « طنز » به معناى اشارهء با چشم و دست براى عيبجويى است و گاه به معناى كجومعوج شدن به كار مىرود و در جملهء بالا معناى دوم مراد است .
( 2 ) . « قناة » به معناى نيزه و گاه به معناى عصا آمده است و به كاريز و مسير آبها كه به صورت مستقيم كشيده مىشود ، قنات مىگويند و در اينجا به معناى نيزه است .
( 3 ) . « لا تقرع » از ريشهء « قرع » بر وزن « فرع » يعنى كوبيدن چيزى بر روى چيزى به گونهاى كه صداى شديد از آن برخيزد .
( 4 ) . « صفاة » به معناى تختهسنگ پهن و صاف و در جملهء بالا كنايه از قدرت است .