بدترين شكنجهها قرار دادند ، تلخيهاى روزگار را جرعه جرعه به آنها نوشاندند و همچنان اين وضع با ذلّت و هلاكت به سبب سلطه و قهر ظالمان ادامه يافت ؛ نه چارهاى داشتند كه از آن وضع سرباز زنند و نه راهى براى دفاع از خود مىيافتند ! » ؛ ( اتّخذتهم الفراعنة عبيدا فساموهم « 1 » سوء العذاب ، و جرّعوهم المرار « 2 » ، فلم تبرح الحال بهم في ذلّ الهلكة و قهر الغلبة ، لا يجدون حيلة في امتناع ، و لا سبيلا إلى دفاع ) .
گرچه مشكلات زندگى اقوام پيشين و امتحانات سخت و سنگين آنها محدود به زمان فراعنه نبود ؛ ولى از آنجا كه در قرآن مجيد بارها به مشكلات عظيم بنى اسرائيل در زمان فرعون اشاره شده و همه مسلمانان با آنها آشنا هستند ، امام عليه السّلام مخصوصا به زندگى آنها اشاره مىكند كه از يك سو همهء آنان را به صورت بردگان درآورده بودند و سختترين كارها را از آنها مىكشيدند و كمترين امكانات را در اختيارشان مىنهادند و در صورت احساس خطر مردانشان را مىكشتند و زنان را براى خدمتكارى و كنيزى زنده نگاه مىداشتند . ساليان دراز بر آنها گذشت و هيچ راهى براى نجات نيافتند ولى سرانجام لطف خداوند شامل حال آنها شد و به طرز معجزهآسايى بر دشمنان پيروز شدند . و فراعنه و اعوان آنها را به ديار عدم فرستاد ، همانطور كه در ادامه سخن مىفرمايد : « ( اين صف همچنان ادامه يافت ) تا زمانى كه خداوند سبحان جدّيت آنها را در صبر و استقامت در برابر ناملايمات در مسير محبّتش و تحمّل ناراحتيها را به جهت خوف و خشيتش در آنها مشاهده كرد . در اين هنگام گشايشى از تنگناهاى بلا براى آنان قرار داد » ؛ ( حتّى إذا رأى اللّه سبحانه جدّ الصّبر منهم على الأذى في محبّته ، و الاحتمال للمكروه من
هامش
( 1 ) . « ساموا » از ريشهء « سوم » بر وزن « قوم » در اصل به معناى جستجوى چيزى كردن و يا تحميل كار به ديگرى آمده و از آن يك نوع ادامه و استمرار نيز استفاده مىشود ، بنابراين جملهء « ساموهم . . » . مفهومش آن است كه پيوسته آنها را شكنجه مىدادند .
( 2 ) . « مرار » در اصل نوعى درخت با برگ و چوب بسيار تلخ است . سپس به هرحادثهء تلخ و ناگوارى اطلاق شده است .