الدّنيا مدرا « 3 » . و أضيق بطون الأودية قطرا « 4 » . بين جبال خشنة ، و رمال دمثة « 5 » ، و عيون وشلة « 6 » ، و قرى منقطعة ؛ لا يزكو « 7 » بها خفّ ، « 8 » و لا حافر « 9 » و لا ظلف « 10 » ) .
امام عليه السّلام در اين اوصاف هشتگانهاى كه براى سرزمين مكّه بيان فرموده ، داد سخن را دربارهء محروميت اين سرزمين از جهات مختلف سر داده است ؛ نخست از سنگلاخ بودن آن سخن مىگويد كه هركس به اين سرزمين مشرّف شود مىبيند خانهء خدا در درّهء تنگى ميان كوههاى خشك و خشن و صعب العبور قرار گرفته كه امروز با زحمت زياد به وسيلهء حفر تونلهاى فراوان توانستهاند جادّهها و خيابانهاى مناسبى از درون اين كوهها براى عابران سواره و پياده بسازند .
سپس به كمبود خاك براى زراعت اشاره مىكند كه راستى چنين است ؛ امروز مجبورند براى پرورش مقدارى درخت ، خاكهايى از نقاط دور و نزديك به آنجا حمل كنند و سپس به تنگ بودن درههاى آن اشاره مىكند ، مىدانيم درههاى وسيع كه داراى سرزمين زراعى خوب است يكى از بهترين نقاط براى زندگى بشر است و بسيارى از شهرهاى بزرگ نيز در چنين درّهها واقع شده است ، ولى درههاى تنگ به هيچ وجه قابل
هامش
( 3 ) . « مدر » به معناى خاكهاى خشكيده به هم چسبيده است و به ملاتهايى كه فاصله ميان سنگها و آجرها را به هنگام بنا مىپوشاند ، مدر مىگويند .
( 4 ) . « قطر » به معناى ناحيه و منطقه است .
( 5 ) . « دمثة » از ريشهء « دماثه » به معناى نرم بودن گرفته شده است .
( 6 ) . « وشلة » به معناى كمى آب از « وشل » بر وزن « حشر » به معناى جريان خفيف آب گرفته شده است .
( 7 ) . « يزكو » از « زكات » به معناى نموّ و رويش گرفته شده است .
( 8 ) . « خف » در اصل به معناى كفش و در اينجا كنايه از شتر است ، زيرا قسمت پايين پاى او گويى در كفشى قرار دارد .
( 9 ) . « حافر » به معناى حفركننده و در اينجا كنايه از اسب است ، زيرا سم او زمين را حفر مىكند .
( 10 ) . « ظلف » به معناى سمهاى شكافدار و كنايه از گاو و گوسفند است .