الكبر ، كما تستعيذونه من طوارق الدّهر ) .
به نظر مىرسد كه اين سه دستور كه امام بيان فرمود : « اعتبروا » و « اتّعظوا » و « استعيذوا » ( عبرت بگيريد ، پند بياموزيد و به خدا پناه ببريد ) مراحل سهگانهاى است كه انسان آگاه در پيمودن راه حق به هنگام مطالعهء حالات پيشينيان در پيش دارد : نخست از سرنوشت پيشينيان كه آن همه نعمت و قدرت و عزت داشتند و بر اثر كبر و غرور در گرداب هلاكت فرورفتند و مقايسهء وضع خود با آنان بيدار مىشود ، سپس درسها و پندهايى از تاريخ زندگى و مرگ آنها مىآموزد و سرانجام به خدا پناه مىبرد كه گرفتار كبر و غرور نشوند .
جملهء « كما تستعيذونه من طوارق الدّهر » اشاره به اين است كه آثار شوم كبر از حوادث دردناكى ، همچون زلزلهها و طوفانها و حوادث دردناك طبيعى ، كمتر نيست .
سپس اين معلم بزرگ آسمانى براى ايجاد نفرت هرچه بيشتر در دلها نسبت به كبر و غرور از راه ديگرى وارد مىشود و مىفرمايد : « اگر خدا به كسى از بندگانش اجازهء تكبر ورزيدن مىداد ، نخست اجازهء آن را به پيامبران و اولياى خاصّش داده بود ؛ ولى خداوند سبحان كبر ورزيدن را براى آنها منفور شمرد و تواضع و فروتنى را براى آنان پسنديد . به همين دليل آنها گونههاى خود را ( در پيشگاه او ) بر زمين مىنهادند ، و صورتها را به خاك مىساييدند ؛ پر و بال خويش را براى مؤمنان فرومىنهادند و همچون مستضعفان ساده مىزيستند » ؛ ( فلو رخّص اللّه في الكبر لأحد من عباده لرخّص فيه لخاصّة أنبيائه و أوليائه ؛ و لكنّه سبحانه كرّه إليهم التّكابر ، و رضي لهم التّواضع ، فألصقوا بالأرض خدودهم ، و عفّروا « 1 » في التّراب وجوههم . و خفضوا أجنحتهم للمؤمنين ، و كانوا قوما مستضعفين ) .
ممكن است جمعى از مستكبران چنين پندارند كه اظهار تكبّر نشانهء شخصيت است و اين موهبتى از مواهب الهى است . امام در جملهء بالا مىفرمايد : اگر اين كار ، كار خوبى
هامش
( 1 ) . « عفّروا » در اصل از « عفر » به معناى خاكمال كردن و خاكآلود نمودن گرفته شده است .