و دفع في نسبكم ، و أجلب بخيله عليكم ، و قصد برجله سبيلكم ) .
اين تعبيرات پرمعنا برگرفته از آيات قرآن مجيد است ؛ در آيهء 33 سورهء حجر مىخوانيم كه شيطان آدم را بدينگونه تحقير كرد : «
« لَمْ أَكُنْ لِأَسْجُدَ لِبَشَرٍ خَلَقْتَهُ مِنْ صَلْصالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ »
من هرگز براى بشرى كه او را از گل خشكيدهاى كه از گل بدبويى گرفته شده است آفريدهاى ، سجده نخواهم كرد » . او به جهت غرور و حسادت و تكبّرش جملهء
« نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي »
از كلام خدا را كه بزرگترين فخر آدم است به فراموشى سپرد و در آيهء 12 از سورهء اعراف مىخوانيم كه گفت : «
« أَنَا خَيْرٌ مِنْهُ خَلَقْتَنِي مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِينٍ »
من از او بهترم ، مرا از آتش فروزان آفريدهاى و او را از گل ( بى مقدار ) » كه با اين از نسب آدم عيبجويى مىكند ، در حالى كه اگر كبر و غرور اجازه مىداد مىدانست كه خاك منبع انواع بركات و حيات موجودات است و بر آتش برترى دارد . در آيهء 64 سورهء اسراء مىخوانيم كه خداوند به او مىگويد : «
« وَ أَجْلِبْ عَلَيْهِمْ بِخَيْلِكَ وَ رَجِلِكَ »
( براى آزمايش انسانها ) لشكر سواره و پيادهات را بر آنها گسيل دار » و در آيهء 16 سورهء اعراف مىخوانيم كه شيطان مىگويد : «
« لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِراطَكَ الْمُسْتَقِيمَ »
من سر راه مستقيم تو در برابر آنها كمين مىكنم » .
آرى چنين دشمنى كه نه شخصيّت والاى آدم را قبول دارد و نه اصل و نسب او را مىپذيرد و تمام نيروهاى خود را براى گمراه ساختن او بسيج كرده است بسيار خطرناك است و بايد از او برحذر بود .