تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 380

مساهمون:

ص٣٨٠
رهايى يابيد و نه با تصميم و اراده ، به راحتى آنها را از خود برانيد ، اين در حالى است كه در جايگاه پست و دايرهء تنگ و صحنهء مرگ و جولانگاه بلا قرار گرفته‌ايد ، بنابراين ( ريشه‌ها را بخشكانيد و ) شراره‌هاى تعصب و كينه‌هاى جاهليّت را كه در دلهايتان پنهان شده خاموش سازيد ، زيرا اين نخوت و تعصب ناروا كه در مسلمان پيدا مىشود از القائات شيطان و نخوتها و فسادها و وسوسه‌هاى اوست . تاج تواضع بر سر نهيد و خودبرتربينى را زير پا افكنيد ، حلقه‌هاى زنجير تكبّر را از گردن فرونهيد و فروتنى را سنگر ميان خود و دشمنتان ؛ يعنى ابليس و سپاهيانش قرار دهيد ، زيرا او از هرامتى لشكريان و ياورانى ، پيادگان و سوارانى دارد ( كه با كمك آنها در ميان همهء اقوام و گروهها نفوذ مىكند ) . شما مانند آن متكبّر ( قابيل ) نباشيد كه بر فرزند مادرش ( برادر با جان برابرش ) بىآنكه بر او برترى داشته باشد تكبّر ورزيد و جز خودبرتربينى ناشى از دشمنى برخاسته از حسادت در قلبش چيزى نبود . ( سرانجام ) آتش غضب بر اثر كبر و تعصب ناروا در دلش شعله‌ور شد و شيطان ، باد غرور در بينى او دميد ، همان كبر و غرورى ( كه سبب قتل برادرش شد ) و در پايان ، خداوند به سبب آن براى او پشيمانى به بار آورد و گناه همهء قاتلان را تا روز قيامت بر گردن او افكند .

شرح و تفسير مانند شيطان و قابيل نباشيد

امام عليه السّلام در اين بخش از خطبه همگان را بسيج مىكند كه در برابر شيطان و وسوسه‌هاى او بايستند و سابقهء سوء و دشمنى او را با عبارات گويا و پرمعنا بيان مىكند و مىفرمايد : « به خدا سوگند ! او ( شيطان ) بر اصل و ريشهء شما تفاخر كرد و به حسب شما طعنه زد و بر نسب شما عيب گرفت و با سپاه سوارهء خود به شما حمله آورد و با پياده نظامش راه را بر شما بست » ؛ ( فلعمر اللّه « 1 » لقد فخر على أصلكم ، و وقع في حسبكم « 2 »
هامش
( 1 ) . « لعمر اللّه » « عمر » به فتح « عين » به معناى عمر ، به ضم « عين » است كه در موارد قسم به كار - مىرود ، بنابراين جملهء لعمرى ؛ يعنى به جان خودم سوگند و « لعمر اللّه » ؛ يعنى به بقاى ذات پاك خدا سوگند . ( 2 ) . « حسب » واژهء حسب معمولا همراه نسب ذكر مىشود ؛ ولى معناى متفاوتى دارد . حسب در اصل به معناى قدر و منزلت و شرافت چيزى است و چون اصل و نسب نيز در قدر و منزلت انسان تأثير دارد گاه اين واژه ، نسب و الا و ارجمند را نيز شامل مىشود . به اندازه و مقدار هرچيزى نيز حسب گفته مىشود . اين واژه در واقع از مادهء حساب گرفته شده ، زيرا افراد افتخارات خود و پدرانشان را به هنگام ذكر حسب خويش شمار مىكنند .