اشاره به اينكه ابليس نخست مىكوشد افرادى را كه در برابر او سركشى مىكنند تسليم خود گرداند و پايگاه خويش را در ميان آنان محكم كند ، آنگاه سلطهء خود را بر آنان گسترش مىدهد و با لشكر خويش به آنان حملهور مىشود ، در حالى كه قدرت دفاع از خود را ندارند و بدترين صورت گرفتار انواع مصائب مادى و معنوى مىشوند ، همانگونه كه در ادامهء اين سخن در هشت جملهء كوتاه و پرمعنا آثار حمله گستردهء لشكر شيطان را برشمرده مىفرمايد : « آنها شما را به پناهگاه ذلت كشانند و در مهلكههاى قتل وارد كردند ، و زخمخوردگان شما را در زير پاها له كردند ، نيزههاى خود را در چشمان شما فروبردند ، گلوى شما را بريدند ، بينى شما را كوبيدند ، و قصد هلاكت شما كردند و ( سرانجام ) شما را با قهر و غلبه به سوى آتش ( غضب الهى ) كه برايتان آماده شده كشاندند » ( فأقحموكم « 1 » و لجات « 2 » الذّلّ ، و أحلّوكم ورطات « 3 » القتل ، و أوطؤوكم « 4 » إثخان « 5 » الجراحة ، طعنا في عيونكم ، و حزّا « 6 » في حلوقكم ، و دقّا لمناخركم « 7 » ، و قصدا لمقاتلكم ، و سوقا بخزائم « 8 » القهر إلى النّار المعدّة لكم ) .
اين تعبيرات بسيار دقيق و حسابشده كه با بلاغت فوق العادهاى همراه است ، نهايت
هامش
- اينجا اشاره به پيشروى تدريجى لشكر شيطان به سوى انسانهاست .
( 1 ) . « اقحموكم » از ريشهء « قحوم » به معناى بىمطالعه در كارى وارد شدن و « اقحام » يعنى به زور و قهر و غلبه كسى را به كارى واداشتن .
( 2 ) . « ولجات » به معناى غارها و پناهگاهها جمع « ولجة » بر وزن « درجه » به معناى غارى است كه رهگذران در مشكلات به آن پناه مىبرند .
( 3 ) . « ورطات » به معناى مشكلات و بنبستها و مهلكهها جمع « ورطه » بر وزن « غفله » است .
( 4 ) . « اوطأوكم » از ريشهء « وطئ » به معناى پايمال كردن و زير پا له كردن گرفته شده است .
( 5 ) . « اثخان » از « ثخونة » در اصل به معناى ضخامت و غلظت و سنگين شدن گرفته شده و « اثخان » مبالغه و شدت در كشتار دشمن است .
( 6 ) . « حزّ » به معناى قطع كردن و بريدن است .
( 7 ) . « مناخر » جمع « منخر » بينى يا سوراخ بينى است .
( 8 ) . « خزائم » جمع « خزامة » بر وزن « كتابة » حلقهاى است كه در بينى شتر مىكنند و ريسمان در آن مىاندازند و به هنگام سركشى آن را مىكشند .