اين تعبير ممكن است اين تصور را ايجاد كند كه ابليس واقعا از فرشتگان بوده است ، در حالى كه قرآن با صراحت مىگويد : «
« كانَ مِنَ الْجِنِّ فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِ »
او از جن بود سپس از طاعت فرمان پروردگارش خارج شد » . « 1 » از سوى ديگر قرآن به وضوح مىگويد :
فرشتگان معصوماند و هرگز گناه نمىكنند : «
« بَلْ عِبادٌ مُكْرَمُونَ لا يَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَ هُمْ بِأَمْرِهِ يَعْمَلُونَ »
آنها بندگان گرامى خدا هستند در هيچ سخنى بر او پيشى نمىگيرند و فرمان او را به گردن مىنهند » . « 2 »
چگونه ممكن است فرشتهء معصوم نه تنها نافرمانى كند ، بلكه راه كفر و معارضه با پروردگار را بپويد ؟ !
از اينجا روشن مىشود كه ابليس به موجب داشتن عبادات فراوان در صفوف فرشتگان جاى گرفته بود ؛ نه اينكه واقعا جزء فرشتگان بود . اين تعبير گرچه تعبيرى مجازى است ؛ ولى با وجود قرائن روشن نبايد جاى ترديد باشد .
3 - تكبّر ابليس سرچشمه كفر او شد !
از آيات قرآن و روايات اسلامى و خطبهء بالا به خوبى استفاده مىشود كه تكبّر ابليس سرانجام به كفر او انجاميد ، آن هم بالاترين درجهء كفر ، زيرا به حكمت خدا اعتراض كرد و دستور پروردگار را دربارهء سجده بر آدم عليه السّلام غير حكيمانه پنداشت و به همين دليل به شديدترين مجازاتها گرفتار شد و آن طرد ابدى از درگاه خدا و حبط عبادات شش هزار ساله بود .
اين سخن پيامى به همه ما دارد كه تكبّر و تعصب را كوچك نپنداريد كه گاه ممكن است به كفر و حبط اعمال و طرد از درگاه خداوند بيانجامد . البتّه ابليس مىتوانست باز گردد و توبه كند ؛ ولى نخستين شرط توبه او اين بود كه فرمان خدا را در مورد سجدهء بر
هامش
( 1 ) . كهف ، آيهء 50 .
( 2 ) . انبياء ، آيهء 26 و 27 .