افراد ضعيف و نادانى كه توان پذيرش آن را نداشتند حضرت را ( نعوذ باللّه ) به دروغ گفتن متهم كردند .
نمونهاى از اين مقامات در قسمت آخر همين خطبه آمده است كه به يقين همه توان درك و تحمل آن را ندارند .
رابطهء اين بخش خطبه با آنچه امام عليه السّلام دربارهء مسئلهء هجرت بيان فرمود اين است كه مهاجران براى معرفت امام زمان خود بايد سينهاى وسيع و روحى گسترده و فكرى پرمايه داشته باشند تا بتوانند از اين چشمههاى پرفيض الهى بهرهء كافى ببرند .
سپس در سومين و آخرين نكته ، خطاب به عموم مردم مىفرمايد : « اى مردم از من سؤال كنيد پيش از آنكه مرا از دست دهيد ، زيرا من به راههاى آسمان از راههاى زمين آشناترم ( آرى بپرسيد ) پيش از آنكه فتنه و فساد سرزمين شما را همچون شتر لجام گسيخته لگدمال كند ( و سايه شوم خود را همه جا بگستراند ) و عقلهاى مردم را بربايد » ؛ ( أيّها النّاس ، سلوني قبل أن تفقدوني ، فلأنا بطرق السّماء أعلم منّي بطرق الأرض ، قبل أن تشغر « 1 » برجلها فتنة تطأ في خطامها ، « 2 » و تذهب بأحلام « 3 » قومها ) .
اين سخن از همان احاديث صعب و مستصعب است كه ناآگاهان به مقامات معصومين آن را برنمىتابند ؛ ولى بارها على عليه السّلام آن را فرموده و به هرسؤالى از هركس پاسخ داده است .
هامش
( 1 ) . « تشغر » از « شغور » بر وزن « شعور » ، معانى مختلفى دارد از جمله معناى هجوم است كه مناسب با جملهء بالاست و نيز از معانى آن بلند كردن و بالا بردن است و بالا بردن پا به معناى شروع حركت است ؛ يعنى پيش از حركت فتنه .
( 2 ) . « خطام » به معناى « زمام » و دهنهء شتر و مانند آن است و جملهء « تطأ فى خطامها » كنايه از اين است كه آن فتنه همچون شتر افسارگسيخته همه جا لگدمال مىكند .
( 3 ) . « احلام » جمع « حلم » بر وزن « نهم » به معناى عقل است و گاه به معناى خواب و رؤيا نيز آمده است و در اينجا مراد ، معناى اوّل است .