آهستهآهسته تربيت كرد و قبل از آنكه كه خود به مدينه هجرت كند آنها را به مدينه فرستاد . جمعى از پاكدلان مدينه به آنها پيوستند و با يكديگر هم پيمان شدند و در چنين شرايطى پيامبر به مدينه آمد و مورد استقبال واقع شد و آزادانه به نشر اسلام پرداخت و نخستين مسجد به زودى ساخته شد .
حركت هجرت به عنوان فريضهاى الهى همچنان ادامه يافت ؛ يعنى هركس در هر كجا از جزيرة العرب مسلمان مىشد مىبايست به مدينه نزد پيامبر بشتابد و جمعيت مسلمانان را تقويت كند و آنها كه مهاجرت نمىكردند طبق صريح آيه مشمول ولايت اسلامى نبودند :
« وَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ لَمْ يُهاجِرُوا ما لَكُمْ مِنْ وَلايَتِهِمْ مِنْ شَيْءٍ حَتَّى يُهاجِرُوا »
« 1 »
سرانجام هنگام فتح مكّه كه اسلام سايهء خود را بر همهء منطقه گسترانيد موضوع هجرت ظاهرا پايان يافت و افرادى كه بعد از آن تاريخ از مكه به مدينه مىآمدند جزو مهاجران محسوب نمىشدند و طبق روايت مشهورى پيامبر اكرم فرمود : « لا هجرة بعد فتح مكّة ؛ بعد از فتح مكه هجرتى در كار نيست » . « 2 »
سپس هجرت مفهوم وسيع و گستردهترى پيدا كرد ؛ كسانى كه از بلاد كفر به بلاد اسلام مىرفتند جزو مهاجران بودند و همچنين كسانى كه براى دفع شر دشمنان اسلام از منطقهاى به منطقه ديگر منتقل مىشدند از مهاجرين محسوب مىشدند ، لذا در حديثى از پيامبر اكرم مىخوانيم : « أيّها النّاس هاجروا و تمسّكوا بالإسلام فإنّ الهجرة لا تنقطعوا ما دام الجهاد ؛ اى مردم هجرت كنيد و اسلام را محكم بگيريد ، زيرا هجرت تا زمانى كه جهاد برپاست قطع نمىشود » . « 3 »
سپس از اين معنا هم فراتر رفت و هجرت درونى و معنوى افزون بر هجرت برونى و
هامش
( 1 ) . انفال ، آيهء 72 .
( 2 ) . كنز العمال ، حديث 46251 .
( 3 ) . همان ، حديث 46260 .