در حديثى از حضرت ( على عليه السّلام ) مىخوانيم : « اقلّ ما يلزمكم للّه أن لا تستعينوا بنعمته على معاصيه ؛ كمترين چيزى كه براى خدا بر شما لازم است اين است كه از نعمتهاى او براى انجام گناه كمك نگيريد » . « 1 »
در پايان به صورت ذكر دليل براى آنچه قبلا گفته شد ، چنين مىفرمايد : « زيرا فردا به امروز نزديك است ، و چقدر ساعات در روز با شتاب و سرعت مىگذرد و روزها در ماه و ماهها در سال و سالها در عمر » ؛ ( فإنّ غدا من اليوم قريب . ما أسرع السّاعات في اليوم ، و أسرع الأيّام في الشّهر ، و أسرع الشّهور في السّنة ، و أسرع السّنين في العمر ! « 2 » ) .
منظور از « غد » در عبارت بالا يا روز مرگ است ، چنانكه شاعر مىگويد :
على الموت إعداد النّفوس و لا أرى * بعيدا غدا ما أقرب اليوم من غد
« من مرگ را سبب آمادگى نفوس انسان مىبينم و فرداى مرگ را دور نمىبينم چه نزديك است امروز به فردا »
يا اينكه منظور فرداى قيامت است ، آنگونه كه در خطبهء 28 آمده است : « ألا و إنّ اليوم المضمار و غدا السّباق ؛ بدانيد امروز روز تمرين است و فرداى قيامت روز مسابقه » .
ولى با توجه به اينكه بخش مهمّى از اين خطبه دربارهء مرگ و پايان زندگى و بسته شدن پروندهء اعمال ، سخن مىگويد در اينجا مناسب همان معناى اوّل است و جملههاى ذيل كه دربارهء سرعت گذشت روزها و ماهها و سالها و عمر سخن مىگويد ، شاهد ديگرى
هامش
( 1 ) . نهج البلاغه ، كلمات قصار ، 330 .
( 2 ) . « عمر » ، بر وزن « دهل » و « عمر » بر وزن « ظهر » هردو به يك معناست ؛ يعنى مدت زندگانى است و بعضى گفتهاند : « عمر » به چهل سال اوّل گفته مىشود و « عمر » به تمام عمر يا قسمت دوم آن اطلاق مىگردد .