نيك خود چيزى بيفزايند ، آنها به دنيا انس گرفتند و فريبشان داد و به آن اعتماد كردند و بر زمينشان زد !
شرح و تفسير بهترين واعظ !
امام در اين بخش از خطبه به نكتهء مهمى اشاره مىكند كه مىتواند انگيزهء نيرومندى براى تقوا كه در بخش گذشته آمد ، بوده باشد و آن ذكر مرگ است ؛ نخست به بيان سفارشى كلّى دربارهء مرگ پرداخته ، چنين مىفرمايد : « شما را به يادآورى مرگ و كاستن غفلت از آن توصيه مىكنم . چگونه غافل مىشويد از چيزى كه او از شما غافل نمىشود ؟ ! و چگونه طمع مىورزيد در كسى كه ( اشاره به فرشتهء مرگ است ) به شما مهلت نمىدهد ! » ؛ ( و أوصيكم بذكر الموت و إقلال الغفلة عنه . و كيف غفلتكم عمّا ليس يغفلكم ، و طمعكم فيمن ليس يمهلكم ! ) .
آرى ! هيچ عقلى اجازه نمىدهد انسان از حادثهاى كه به هرحال در انتظار اوست ، غافل بماند و از چيزى كه راه گريزى ندارد اميد واهى فرار ببندد ، عاقل كسى است كه اين واقعيت را بپذيرد كه مرگ سرنوشت حتمى همهء انسانها ، بلكه همهء موجودات است و به گفتهء شاعر كه اشاره به قبر خويش مىكند :
هركه باشى و به هرجا برسى * آخرين منزل هستى اين است
سپس امام عليه السّلام به شرح دقيق و تكاندهندهاى از لحظات مرگ و حوادث آن در ضمن 12 جملهء كوتاه و پرمعنا مىپردازد :
نخست مىفرمايد : « بهترين واعظ و اندرزدهنده براى شما مردگانى هستند كه با چشم خود آنها را مىبينيد كه آنها را به سوى قبرهايشان مىبرند بىآنكه اختيارى از خود داشته باشند و در ميان قبر مىگذارند بىآن كه بخواهند ! » ؛ ( فكفى واعظا بموتى