وصلكم ، و استعمال صغاركم ) .
بديهى است هنگامى كه افراد كم تجربه و خام و نالايق در اجتماعى بر سر كار آيند عقبگردها شروع مىشود و پيوندهاى اجتماعى مىگسلد ! حال چرا گروهى از زمامداران براى مديريتها به سراغ صغار و كمتجربهها مىروند ؟ فقط براى آن است كه آنها بندگانى هستند « جان و دل بر كف ، چشم بر امر و گوش بر فرمان » و اين بزرگترين عامل بدبختى آنهاست .
آنگاه امام عليه السّلام به شرح مبسوطى دربارهء اين حوادث دردناك پرداخته ، چنين مىفرمايد : « و اين وضع در زمانى است كه ضربهء شمشير بر مؤمن آسانتر است از يافتن يك درهم حلال و اين در زمانى است كه اجر و پاداش گيرنده از دهنده بيشتر است ! » ؛ ( ذاك حيث تكون ضربة السّيف على المؤمن أهون من الدّرهم من حلّه . ذاك حيث يكون المعطى أعظم أجرا من المعطي ) .
امام عليه السّلام در اين بخش از خطبه ، قبل از هرچيز مسئلهء حلال و حرام اموال را يادآور مىشود ، زيرا سرنوشت مادى و معنوى جامعهها به آن بستگى دارد ، مىفرمايد : به قدرى اموال آلوده و حرام و غصب و رشوه و تقلب در جامعه زياد مىشود كه به دست آوردن يك درهم حلال از تحمل ضربه شمشير در يك جنگ مشكلتر مىشود و به همين دليل آنهايى كه انفاق در راه خدا مىكنند كمتر مشمول اجر و پاداش الهى مىشوند ، چون مىدانند كه اموالشان پاك نيست ؛ ولى گيرندگان كه از اين معنا باخبر نيستند يا مىدانند ولى به حكم اضطرار ، آن مال مشكوك يا حرام را مىگيرند ، مسئوليتى در پيشگاه خدا ندارند و اجر و پاداششان بيشتر است در حالى كه در يك جامعه سالم مطابق حديث معروف : « انّ اليد العليا خير من اليد السّفلى ؛ دست بالا ( دهنده ) بهتر از دست پايين ( گيرنده ) است » « 1 » قضيه برعكس است يعنى معطى ( دهنده ) اجرش بيشتر از معطى
هامش
( 1 ) . ميزان الحكمة ، جلد 1 ، صفحهء 43 ، مادهء « اخ » .