قواها و تناهت ، و رجعت خاسئة « 1 » حسيرة « 2 » ، عارفة بأنّها مقهورة ، مقرّة بالعجز عن إنشائها ، مذعنة بالضّعف عن إفنائها ! ) .
آرى اين پشههاى كوچك اگر تصميم به اذيت و آزار انسانها و ساير جانداران بگيرند و خداوند كنترل توليد مثل را از آن بردارد به قدرى افزايش پيدا مىكنند كه فضاى زندگى را بر انسانها تيره و تار مىسازند و همهء مواد حشرهكش در برابر نابودى آنها درمانده مىشود و اگر امروز مىبينيم با موادى مىتوان آنها را در مناطق محدودى از بين برد از آن رو است كه بهطور محدود ، توليد مثل مىكنند و گرنه مانند ملخها كه از كنترل خارج مىشوند گروههاى عظيمى تشكيل مىدهند كه مانند ابر فضا را مىپوشانند .
اين پشههاى به ظاهر ضعيف ، قدرتنمايى خود را در بعضى موارد - به فرمان خدا - نشان دادهاند گاه به صورت گروهى كه به يك فيل حمله مىكنند او را از پاى در مىآورند .
بعضى از آنها - در شرايط خاصى - ناقل ميكروبهاى خطرناك يا سموم كشنده هستند كه هرانسانى را در مقابل خود ، ناتوان مىسازد تا توانايى خود را به اثبات رساند .
* * *
نكتهها
1 . معاد جسمانى و اعادهء معدوم
بعضى از شارحان نهج البلاغه به تناسب جملهء « هو المفني لها بعد وجودها » كه در آغاز اين بخش از خطبه آمده بود ، دربارهء معاد جسمانى سخن گفتهاند و آياتى همچون آيهء ذيل را شاهد اصل مطلب گرفتهاند : «
« يَوْمَ نَطْوِي السَّماءَ كَطَيِّ السِّجِلِّ لِلْكُتُبِ كَما »
هامش
( 1 ) . « خسأ » از « خسأ » بر وزن « مدح » در اصل به معناى طرد و ذلت آمده و « خاسئ » به معناى ذليل و خسته و ناتوان است .
( 2 ) . « حسيره » از « حسر » بر وزن « حبس » در اصل به معناى برهنه كردن و برداشتن پوشش چيزى است .
سپس به معناى ضعيف و خستگى به كار رفته است .