تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 215

مساهمون:

ص٢١٥
محدود است و بارها گفته‌ايم ذات پاك واجب الوجود از هرنظر نامحدود است . بنابراين هيچ‌يك از اين اوصاف را به خود نمىپذيرد . افزون بر اين ، اوصاف ذكر شده لوازمى دارد كه آنها نيز مربوط به عالم اجسام است ؛ احاطه كردن بر چيزى سبب مىشود آن را بالا ببرد و يا پايين بياورد و حمل كردن چيزى گاه سبب مىشود آن را به يك طرف متمايل كنند يا ثابت نگهدارند و همهء اينها از اوصاف اجسامند . حتى بعضى از فلاسفه گفته‌اند خداوند به « لا نهاية » نيز وصفت نمىشود ، زيرا اين تعبير لانهايت جسمانى را تداعى مىكند . به هرحال امام عليه السّلام در جاى جاى اين خطبه سعى بر اين مىفرمايد كه همه مخاطبان را از گرفتار شدن در دام تشبيه رهايى بخشد و خداوند را از هرگونه وصف مخلوقات منزّه شمارد . سپس در ادامه اين اوصاف ، اوصاف ديگرى را مىشمرد و مىفرمايد : « نه درون اشيا داخل است ، و نه از آنها خارج ! » ( بلكه همه جا هست و به همه چيز احاطه دارد ) ؛ ( ليس في الأشياء بوالج « 1 » ، و لا عنها بخارج ) . گاه ممكن است براى بعضى اين‌گونه تعبيرات كه دربارهء احاطه ذات پاك خداوند به همهء اشيا در اين خطبه و خطبه‌ها و روايات ديگر آمده ؛ چيزى شبيه تناقض جلوه كند كه چگونه ممكن است وجودى نه داخل اشيا باشد نه خارج از آن ؛ ولى اين يك واقعيت است ؛ در يك تشبيه ناقص مىتوان گفت ذات مقدس او روح عالم هستى است . روح انسان در بدن او هست نه به معناى جزء بدن و از بدن خارج است نه به عنوان بيگانگى از بدن ، بلكه احاطه تدبير و تصرف در جسم دارد و هرزمان روح از جسم خارج شود ؛ يعنى رابطهء تدبير و تصرفش قطع گردد ، مىميرد . آرى خداوند به منزلهء روح عالم هستى است .
هامش
( 1 ) . « والج » از ريشهء « ولوج » در اصل به معناى دخول است .