تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 206

مساهمون:

ص٢٠٦
و حمتها « قد » الأزليّة ، و جنّبتها « لو لا » التّكملة ! ) . « 1 » توضيح اينكه واژهء « منذ » در مواردى به كار مىرود كه تاريخچه‌اى براى وجود چيزى باشد ، بنابراين با توجه به استعمال اين واژه در مورد ممكنات به خوبى مىتوان يافت كه اينها حادثند ؛ نه قديم . همچنين واژهء « قد » هنگامى كه در ماضى به كار مىرود به معناى وقوع چيزى قريب به زمان حال است كه آن هم با ازليّت سازگار نيست و نيز واژهء « لو لا » در جايى به كار مىرود كه مانعى بر سر راه تكامل چيزى به وجود آمده ؛ مانند سخنى كه قرآن مجيد از كافران نقل مىكند كه به مستكبران مىگويند : «
« لَوْ لا أَنْتُمْ لَكُنَّا مُؤْمِنِينَ »
اگر شما نبوديم ايمان آورده بوديم » . « 2 » و با توجه به ازليّت و ابديّت و كمال مطلق خداوند اين ادوات و تعبيرات هيچ كدام دربارهء او به كار نمىرود . امام عليه السّلام در بيان اوصاف ديگرى از اوصاف خداوند مىفرمايد : « آفريدگار جهان با آفرينش مخلوقات در برابر عقل‌ها تجلى كرد ، و به همين سبب مشاهدهء او با چشم‌هاى ظاهر غير ممكن است » ( بها تجلّى صانعها للعقول ، و بها امتنع عن نظر العيون ) . آرى آثار او در جاى جاى عالم هستى نمايان است و از آنها پى به وجود مقدّس او مىبريم ؛ ولى با اين حال با چشم ظاهر ديده نمىشود ، زيرا رؤيت چشم ، مخصوص اجسام است كه داراى زمان و مكان و اجزا و جهت هستند و خداوند از تمام اينها منزّه است . آن‌گاه امام عليه السّلام مسئلهء مهم ديگرى را مطرح مىكند و دربارهء نفى سكون و حركت از ذات پاك خداوند سخن مىگويد ، مىفرمايد : « سكون و حركت در او راه ندارد ( زيرا ) چگونه مىتواند چيزى بر او عارض شود كه خودش آن را ايجاد كرده است ، و چگونه ممكن است آن‌چه را او ظاهر كرده به خودش بازگردد و تحت تأثير آفريدهء خويش قرار گيرد ؟ » ؛ ( و لا
هامش
( 1 ) . بايد توجه داشت كه « منذ » و « قد » و « لو لا » در سه جملهء فوق فاعل براى فعل‌هاى « منعت » و « حمت » و « جنّبت » هستند و مفعول آنها « قدمه » و « ازلية » و « تكملة » است و ضميرهاى مؤنث موجود در « منعتها » و « حمتها » و « جنبتها » به مخلوقات بازمىگردد . ( 2 ) . سبا ، آيهء 31 .