تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 208

مساهمون:

ص٢٠٨
چهارم اينكه اگر حركت در ذات او راه پيدا كند « بايد پشت‌سرى داشته باشد اگر پيش‌رويى دارد » ؛ ( و لكان له وراء إذ وجد له أمام ) ، زيرا حركت به هرسو باشد و به هر مفهومى در نظر گرفته شود ، سمت و سويى دارد كه سمت و سوى آن ، پيش‌رو محسوب مىشود و عكس آن پشت‌سر . پنجم اينكه لازمه حركت جستجوى كمال است پس به سبب نقصان بايد در جستجوى كمال باشد » ؛ ( و لا لتمس التّمام إذ لزمه النّقصان ) ، زيرا حركت يا به سوى تكامل است يا به سوى نقصان و هركدام باشد مفهومش آن است كه موجود متحرك كمال مطلق نيست . ششم اينكه اگر حركت در ذات پاك او باشد « نشانهء مخلوق بودن در او ظاهر خواهد شد » ؛ ( و إذا لقامت آية المصنوع فيه ) . هفتم اينكه اگر چنين باشد « او دليل وجود خالقى ديگر خواهد بود ؛ نه اينكه مخلوقات دليل وجود او باشند » ؛ ( و لتحوّل دليلا بعد أن كان مدلولا عليه ) . هشتم اينكه « به سبب دارا بودن قدرت مطلقه ، آنچه در غير او اثر مىگذارد در او اثر نخواهد گذاشت » ؛ ( و خرج بسلطان الإمتناع من أن يؤثّر فيه ما يؤثّر في غيره ) . اشاره به اينكه سلطهء نفوذناپذير و غير قابل تغيير او سبب مىشود كه معرض در حوادث نباشد و آنچه در غير او مؤثر است در او تأثير نكند ، زيرا ذات پاكش غير قابل تغيير است :
آنچه تغيّر نپذيرد تويى * آنكه نمرده است و نميرد تويى
كوتاه سخن اينكه حركت خواه در عرض باشد يا جوهر ، در كميّت باشد ( مانند رشد بدن انسان يا نموّ گياهان ) يا در كيفيت باشد ( مانند دگرگونى رنگ‌ها در جهان طبيعت و كم و زياد شدن گرما و سرما در فصول سال ) خواه به سوى كمال باشد ( مانند رشد كودك ) و خواه به سوى نقصان باشد ( مانند ضعف و ناتوانى پيران ) هيچ‌يك از آنها در ذات پاك خداوند راه ندارد ، چون واجب الوجود است و كمال مطلق ، و حركت مخصوص ممكنات و موجودات داراى نقصان است .