تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 204

مساهمون:

ص٢٠٤
او با چشم‌هاى ظاهر غير ممكن است سكون و حركت در او راه ندارد ( زيرا ) چگونه ممكن است چيزى بر او عارض شود كه خودش آن را ايجاد كرده است ؟ و چگونه ممكن است آنچه را او ظاهر كرده به خودش بازگردد و تحت تأثير آفريدهء خويش قرار گيرد ؟ كه اگر حركت و سكون در ذات او راه پيدا كند ذاتش تغيير مىپذيرد و كنه ذاتش تجزيه مىشود مفهوم ازليت براى او ممتنع مىگردد و بايد پشت‌سرى داشته باشد اگر پيش‌رويى دارد ، و به سبب نقصان بايد در جستجوى كمال باشد ، و در اين حال نشانهء مخلوق بودن در او ظاهر خواهد شد و خود دليل بر وجود خالقى ديگر خواهد بود ؛ نه اينكه مخلوقات دليل وجود او باشند ( و سرانجام اينكه ) به سبب دارا بودن قدرت مطلقهء آنچه در غير او اثر مىگذارد در او اثر نخواهد گذاشت . آرى او خداوندى است كه نه تغيير در ذات او راه دارد و نه زوال و غروب و افول بر او رواست . كسى را نزد او تا خود مولود ديگرى باشد و از كسى زاده نشد تا محدود به حدودى گردد ، برتر از آن است كه فرزندانى برگزيند و پاك‌تر از آن است كه تصور آميزش با زنان دربارهء او رود .

شرح و تفسير

امام عليه السّلام در اين بخش ، نخست اشاره به صفات ديگرى از صفات سلبيه خداوند كرده ، مىفرمايد : « حد و اندازه‌اى او را فرانمىگيرد ، و به حساب و شمارش در نمىآيد ، زيرا « واژه‌ها » خودش را محدود مىسازند و « كلمات » به مانند خود اشاره مىكند » ؛ ( لا يشمل بحدّ ، و لا يحسب بعدّ ، و إنّما تحدّ الأدوات أنفسها ، و تشير الآلات إلى نظائرها ) . تفسير جملهء اوّل و دوم روشن است ، چون خداوند وجودى است از هرنظر نامحدود و اگر محدود بود واجب الوجود نبود بلكه ممكن الوجود بود . همچنين اگر به شمارش عددى درآيد بايد از قبيل ممكنات باشد كه تعدد در آن راه مىيابد و اگر مىگوييم خداوند يگانه و يكتاست نه به معناى واحد عددى است ، بلكه به معناى بىنظير بودن است :