پاك پروردگار به ميان آمده باشد ، زيرا آنها حداقل در آن زمان ، بسيار كم بودند و اكثريت مردم جهان را صاحبان اديان و مذاهب تشكيل مىدادند ) .
مىفرمايد : « واى بر آن كس كه ( اين نظام شگرف را ببيند ) و نظام آفرين اين جهان را انكار كرده و مدبّر عالم را نفى كند » ؛ ( فالويل لمن أنكر المقدّر ، و جحد المدبّر ! ) .
اشاره به اينكه آثار تدبير در سراسر جهان آفرينش آن قدر آشكار است كه منكران مدبّر جهان درخور سرزنش و نفرين هستند .
سپس مىافزايد : « آنها گمان كردند همچون علفهاى خودرو هستند كه زارعى ندارند و براى اشكال گوناگونشان آفرينندهاى نيست » ؛ ( زعموا أنّهم كالنّبات ما لهم زارع ، و لا لاختلاف صورهم صانع ) .
البتّه اين تعبير به خاطر نگاه ساده انديشانهاى است كه انسانها معمولا نسبت به علفهاى خودرو دارند ، حال آنكه از نظر يك دانشمند گياهشناس هربرگى از آنها نيز دفترى از معرفت كردگار است . امروز دانشمندان به اين نكته پى بردهاند كه هزاران نوع گياه خودرو در دشتها و كوهها با خواص دارويى مختلف و حياتبخش مىرويد و هركدام ساختمان شگرفى براى خود دارند . ريشهها ، ساقهها ، برگها و گلهاى هريك از ديگرى عجيبتر و شگفتآورتر است ، پس با دقت معلوم مىشود كه آنها هم زارع و خالقى دارند با علم و قدرت بىپايان .
آنگاه امام عليه السّلام با دو دليل سخن آنها را درهم مىشكند ، نخست مىفرمايد : « آنچه منكران پروردگار مىگويند گفتارى است بىدليل ، زيرا آنها براى اثبات ادعاى خويش به دليلى پناه نبرده ، و براى آنچه در مغز خود پروراندهاند تحقيقى به عمل نياوردهاند » ؛ ( و لم يلجؤوا « 1 » إلى حجّة فيما ادّعوا ، و لا تحقيق لما أوعوا « 2 » ) .
هامش
( 1 ) . « لم يلجؤوا » از ريشهء « لجؤ » بر وزن « غروب » به معناى پناه بردن ، گرفته شده است .
( 2 ) . « اوعوا » از ريشهء « وعى » بر وزن « سعى » در اصل به معناى نگهدارى چيزى در قلب است . -