دليل دوم اينكه هرساختمان و بناى منظم و حسابشدهاى حتما مهندس و معمارى داشته است ، مىفرمايد : « آيا ممكن است ساختمانى بدون سازنده ( عاقل و آگاه ) يا حتى جنايتى ( برنامهريزىشده ) بدون جنايتگر پديد آيد » ؛ ( و هل يكون بناء من غير بان ، أو جناية من غير جان ) .
هماكنون آثار و بناهايى در گوشه و كنار كرهء زمين وجود دارد كه هزاران سال از عمر آن مىگذرد و به جهت ظرافتها و هنرنماييهايى كه در آنها به كار رفته به عنوان آثار باستانى حفظ مىشود و در واقع كتابهايى هستند كه تمدن انسانهاى پيشين را در خود نگهدارى مىكنند . نه خداپرستان نه ماديها هيچ كدام ادعا نمىكنند كه اين ساختمانها به وسيلهء باد و باران و طوفانها به وجود آمده يا افراد ناآگاه و بىهنرى به صورت تصادفى آنها را روى هم چيدهاند ، بلكه همه بدون استثنا از وجود اين بناها پى به بانى صاحب عقل و شعورى مىبرند و درايت و تدبير و هنرمندى او را مىستايند .
و جملهء « أو جناية من غير جان » اشاره به اين است كه نه تنها بنا و سازندگى احتياج به علم و تدبير دارد ، بلكه تخريبها و جنايات هدفدار نيز نياز به برنامهريزى شخص عاقلى دارد كه براى رسيدن به مقصود و مطلوب خويش چه زمان و مكانى را انتخاب كند ، از چه وسيلهاى استفاده كند و چگونه وارد عمل شود تا به مقصود برسد .
امروز براى تخريب يك بناى عظيم به گونهاى كه عوارض نامطلوب جانبى نداشته باشد از وجود متخصصان و آگاهان استفاده مىكنند ، بنابراين هم ساخت و سازهاى حسابشده و هم تخريبهاى برنامهريزى شده هردو نياز به عقل و تدبير دارد . گواه اين سخن اينكه امام عليه السّلام در بخش آينده اين خطبه سخن از ملخ و ساختمان شگفتانگيز او به ميان مىآورد كه كارش تخريب حسابشده زراعتها و گياهان است .
* * *
هامش
- سپس به هرظرفى كه چيزى در آن جمع مىكنند « وعاء » گفته شده است .