مىكند ، در آيات قرآن و روايات معصومين نيز با عبارات مختلف به اين موضوع استدلال شده است . ( دقت كنيد ) .
قرآن مجيد مىگويد : «
« كُلُّ مَنْ عَلَيْها فانٍ وَ يَبْقى وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ »
تمام كسانى كه بر صفحهء زمين هستند فانى مىشوند و تنها ذات ذو الجلال و گرامى پروردگارت باقى مىماند » . « 1 » و در جاى ديگر مىخوانيم : «
« أَمْ خُلِقُوا مِنْ غَيْرِ شَيْءٍ أَمْ هُمُ الْخالِقُونَ »
آيا آنها بىسبب آفريده شدند يا خود خالق خويشتنند » . « 2 »
اين آيه در واقع اشاره به برهان عليت است كه در فلسفه براى اثبات وجود خدا آمده و آن اين است كه عالمى كه در آن زندگى مىكنيم بدون شك ، حادث است . آيا اين حادث بدون علت به وجود آمده يا خود علت خويش است يا معلول علتى است كه آن هم معلول علت ديگر است و يا مخلوق خداوند واجب الوجودى است كه هستىاش در ذات اوست ؟
با توجه به باطل بودن سه احتمال اوّل ، احتمال چهارم تثبيت مىشود .
آنگاه امام عليه السّلام سه وصف ديگر از اوصاف پروردگار را ذكر مىفرمايد : « او يگانه است ؛ اما نه يگانهء عددى ( بلكه مثل و مانندى ندارد ) هميشگى است ولى نه به اين معنا كه زمان نامحدودى دارد و برقرار است بىآنكه نگهدارندهاى داشته باشد » ؛ ( واحد لا بعدد ، و دائم لا بأمد ، و قائم لا بعمد ) .
منظور از واحد عددى ، اشيايى است كه شبيه و مانند و دوم و سوم براى آنها امكان دارد ولى يك فرد بيشتر از آن موجود نشده است ؛ مانند خورشيد در منظومهء شمسى كه يكى بيش نيست ولى دومى براى آن تصور مىشود .
اين معنا دربارهء خداوند متصور نيست ، زيرا وجود او از هرجهت بىنهايت است و تعدد در آن امكانپذير نيست ، بنابراين وحدت ذات پاك او وحدت عددى نيست ، بلكه به اين
هامش
( 1 ) . الرحمن ، آيهء 26 و 27 .
( 2 ) . طور ، آيهء 35 .