تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 145

مساهمون:

ص١٤٥
معلول زنجيروار به علتهاى گذشته بازمىگردد . آيا ممكن است اين علت و معلولهاى زنجيره‌اى تا بىنهايت پيش رود ؟ و هرعلتى خود معلول ديگرى باشد و به تعبير ديگر تسلسل علت و معلول را تا بىنهايت بپذيريم ؟ پاسخ اين سؤال به يقين منفى است ، زيرا مفهومش اين است كه بىنهايت نيازمند تبديل به موجود بىنياز شود يا به تعبير ديگر بىنهايت صفر تبديل به عدد گردد ، بنابراين از حدوث اشيا پى به وجودى مىبريم كه از ازل بوده و هستيش از خود اوست و واجب الوجود است . در جملهء دوم به اين حقيقت اشاره مىكند كه در جبين هرموجودى نشانهء عجز و ناتوانى به چشم مىخورد ؛ عمرها محدود ، قدرتها ، شايستگىها و استعدادها محدود است ، اين عجز و ناتوانى دليل بر اين است كه دست قدرت مطلقه‌اى در پشت سر آنهاست كه به هركدام به مقدارى كه حكمتش اقتضا كرده ، توانايى بخشيده است . در جمله سوم سخن از فناى موجودات است ، فنايى كه بىاختيار به سوى آن پيش مىروند و مرگى كه در انتظار آنهاست ؛ چه بخواهد يا نخواهد . روشن است كه اين موجودات فانى آفرينندهء خود نيستند و وجودشان از ذاتشان نمىجوشد و گرنه فانى نمىشدند ، بنابراين قدرتى ما فوق آنهاست كه ازلى و ابدى است و اينها همه متكى به ذات پاك او هستند . تنها نكته‌اى كه در اينجا باقى مىماند اين است كه چه تفاوتى ميان جملهء « مستشهد بحدوث الأشياء على أزليّته » و جمله‌اى كه در بالا گذشت ( « الدّالّ على قدمه بحدوث خلقه » ) وجود دارد ؟ آيا هردو بيان اثبات ازليت خداوند از طريق حدوث موجودات است ؛ يعنى يك وصف است كه با دو عبارت بيان شده يا هركدام مفهوم جداگانه‌اى دارد ؟ فصاحت و بلاغت امام ايجاب مىكند كه هريك نكتهء جديدى را القا كند . بعيد نيست كه جملهء گذشته اشاره به دلالت تكوينى باشد و جملهء اخير به دلالت تشريعى ؛ يعنى همان‌گونه كه حدوث موجودات با زبان تكوين دلالت بر ازليت خدا