الكبير ، الّذي قد لهزه « 1 » القتير « 2 » ، كيف أنت إذا التحمت « 3 » أطواق النّار بعظام الأعناق ، و نشبت « 4 » الجوامع « 5 » حتّى أكلت لحوم السّواعد « 6 » ) .
چرا امام عليه السّلام خطاب به پير كهنسال مىكند ؟ ممكن است به خاطر اين باشد كه آفتاب عمر آنها بر لب بام آمده - هرچند مرگ هيچكس را خبر نمىكند - و بايد بيشتر مراقبت كنند و يا به جهت اينكه پيران در جوانان و فرزندان و خانوادهء خود نفوذ دارند و مىتوانند آنها را پند دهند . جملهء « قد لهزه القتير » با توجه به اين كه « لهز » در اصل به معناى نفوذ و گسترش چيزى در چيز ديگر است و « قتير » از ريشهء « قتر » ( بر وزن چتر ) تنگ گرفتن و سختگيرى است مفهومش اين است كه پيرى در همهء وجود آنها نفوذ كرده ، استخوانها سست شده ، مغز و اعصاب ضعيف گشته و همهء اعضاى بدن ناتوان شده است .
امام عليه السّلام در اينجا به دو عذاب بسيار دردناك دوزخيان اشاره مىكند . يكى طوقههاى آتشين كه به گردن مجرمان انداخته مىشود ، به گوشت آنها نفوذ كرده و به استخوانها مىرسد و ديگر غلهاى جامعه است كه دستها را محكم به گردنها مىبندد به گونهاى كه ساق دست را مجروح مىكند . البتّه اين عذابها گرچه بسيار دردناك است ولى به سبب
هامش
( 1 ) . « لهز » از ريشهء « لهز » بر وزن « محض » به معناى آشكار شدن و آميختن و نفوذ كردن در چيزى است .
( 2 ) . « قتير » در اصل نوك ميخهايى است كه در سر حلقههاى زره قرار دارد . سپس به هرامر مشكلزا و كار سختگيرانه اطلاق شده است و چون دوران پيرى يكى از مشكلات شديد است واژهء قتير به پيرى نيز اطلاق شده است و در خطبهء بالا نيز به همين معناست .
( 3 ) . « التحمت » از مادهء « لحم » بر وزن « فهم » به معناى درهم فرورفتن و محكم شدن آمده است و مفهوم آن در جمله بالا اين است كه طوقهاى آتشين به استخوانهاى گردن مىچسبد و « لاحم » به معناى پر كردن شكاف چيزى و به اصطلاح لحيم كردن است . و « لحم » به معناى گوشت نيز از همين معنا سرچشمه گرفته كه ميان استخوانها را پر مىكند .
( 4 ) . « نشبت » از ريشهء « نشب » بر وزن « رجب » آويزان شدن است .
( 5 ) . « جوامع » جمع « جامعه » غل و زنجير است كه دستها را به گردن مىبندد .
( 6 ) . « سواعد » جمع « ساعد » به معناى ساق دست است .