حضرت در توضيح اين آيات مىافزايد : « به يقين خدا به سبب ضعف و ناتوانى از شما يارى نطلبيده و قرض گرفتنش از شما ( انفاق در راهش ) به سبب كمبود نيست . او از شما يارى خواسته در حالى كه لشكرهاى آسمانها و زمين از آن اوست و شكستناپذير و حكيم است و ( همچنين ) از شما درخواست قرض كرده در حالى كه گنجهاى آسمانها و زمين به او تعلق دارد و بىنياز و شايستهء ستايش است . او خواسته است شما را بيازمايد كه كداميك نيكوكارتريد » ؛ ( فلم يستنصركم من ذلّ ، و لم يستقرضكم من قلّ ؛ استنصركم و له جنود السّماوات و الأرض و هو العزيز الحكيم و استقرضكم و له خزائن السّماوات و الأرض و هو الغنيّ الحميد و إنّما أراد أن ليبلوكم أيّكم أحسن عملا ) .
اشاره به اينكه خداوند نهايت لطافت در سخن را به كار برده تا هركس كمترين آمادگى براى اطاعت در او باشد با اين تعبيرات مملوّ از لطف و مهربانى ، پند گيرد و در راه اطاعت او گام بردارد .
در حقيقت كلام امام پاسخ به اين سخن است كه مگر مىشود خداوندى كه لشكر آسمانها و زمينها را در اختيار دارد از بندهء ضعيف و ناتوانى كه هرچه دارد از خداست يارى طلبد ؟ يا كسى كه همهء خزائن آسمان و زمين در اختيار اوست از من ضعيفى كه سر تا پايم غرق نعمت اوست قرض بگيرد ؟ اگر خدا مىخواهد ضعيفى را يارى كند چرا خودش يارى نمىكند و اگر مىخواهد فقيرى بىنياز شود چرا خودش اقدام نمىكند ؟ ! امام عليه السّلام مىفرمايد : هدف از همهء اينها آزمودن مردم است .
شايان توجه است كه همهء گفتههاى بالا برگرفته از قرآن مجيد است . در يك جا مىفرمايد : «
« وَ لَوْ يَشاءُ اللَّهُ لَانْتَصَرَ مِنْهُمْ وَ لكِنْ لِيَبْلُوَا بَعْضَكُمْ بِبَعْضٍ »
و اگر خدا مىخواست خودش آنها را يارى مىكرد و دشمنانشان را كيفر مىداد اما مىخواهد بعضى