بخشش و كمكى ، متابعتش مىكنند ؛ ولى من شما را كه بازماندگان اسلام و بقاياى انسانهاى با ارزشيد دعوت مىكنم و كمكها و عطايايى به شما مىبخشم با اين حال ، از گرد من پراكنده مىشويد و راه مخالفت با من را پيش مىگيريد » ( أو ليس عجبا أنّ معاوية يدعو الجفاة « 1 » الطّغام « 2 » فيتّبعونه على غير معونة و لا عطاء ، و أنا أدعوكم - و أنتم تريكة « 3 » الإسلام ، و بقيّة النّاس - إلى المعونة أو طائفة من العطاء ، فتفرّقون عنّي و تختلفون عليّ ؟ ) .
در اين جا دو نكته شايان دقت است : نخست اين كه در تواريخ معروف است كه معاويه در بذل و بخششهاى سياسى و جهتدار ، بسيار فعّال بود ؛ چگونه امام مىفرمايد : معاويه نه كمكى به افراد مىكند و نه عطايى به آنها مىبخشد ؟
پاسخ اين سؤال را بعضى از شارحان نهج البلاغه دادهاند و آن اين كه معاويه معاملات سياسى خود را با سران قبايل و فرماندهان لشكر داشت و آنها را به ارقام گزافى مىخريد و با تودهء مردم كارى نداشت ؛ ولى على عليه السّلام براى رعايت عدالت ، بيت المال را ميان همه تقسيم مىكرد و هزينههاى جنگى را به همهء جنگجويان اسلام مىپرداخت .
ديگر اين كه چرا معاويه با آن گونه تقسيم مال ، مردم را بسيج مىكرد ولى با تعميم عطا و گسترش عادلانهء كمكها از سوى امير مؤمنان بسيج نمىشدند ؟
پاسخ اين سؤال نيز چندان پيچيده نيست ؛ اضافه بر سستى و بىوفايى كوفيان وفادارى شاميان هنگامى كه معاويه اموال را جمع مىكرد و به سران قبايل رشوه مىداد افراد قبيله با فرمان سرانشان بسيج مىشدند ، ولى هنگامى كه امير مؤمنان على عليه السّلام به سران و افراد قبيله تقريبا يكسان مىداد سران ناراضى ، سستى به خرج مىدادند و افراد
هامش
( 1 ) « الجفاة » جمع « جافى » به معناى شخص خشن و كج خلق است و از مادهء « جفا » گرفته شده است .
( 2 ) « الطغام » جمع « طغامه » به معناى انسانهاى ضعيف الفكر و پست و اوباش است .
( 3 ) « تريكه » از مادهء ترك ( رها كردن ) به معناى شخص يا چيزى است كه باقى مانده است و منظور در اين جا باقى ماندگان از شخصيتهاى آغاز اسلام است .