افكند .
آن گاه امام عليه السّلام به شرح خدمات مهم فرهنگى و تربيتى خويش نسبت به امت اسلامى مخصوصا در مورد يارانش پرداخته و به چهار نكتهء مهم اشاره مىكند :
نخست مىفرمايد : « من كتاب خدا را به شما تعليم دادم ( و تفسير و تأويل آن را به شما آموختم ) » ( قد دارستكم « 1 » الكتاب ) .
به يقين ، قرآن در ميان مسلمانها بود و شب و روز آن را قرائت مىكردند و نيازى به تدريس امام عليه السّلام نبود ؛ منظور ، فهم محتواى قرآن و رسيدن به عمق دستورات آن است كه امام عليه السّلام كه بزرگترين مفسّر قرآن در اسلام بعد از پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله است همواره آيات الهى را براى مردم تفسير مىكرد و خطبههاى آن حضرت همه جا از اين آيات مايه مىگيرد .
در بيان دوّمين خدمت مىفرمايد : « من درهاى استدلال را به روى شما گشودم » ( و فاتحتكم الحجاج « 2 » ) .
اشاره به اين كه بعد از دليل نقل ، شما را به ادلهء عقليه كه يكى از دو حجّت الهى است آشنا ساختم .
و در بيان سوّمين خدمت مىفرمايد : « و آن چه را ( از نيكىها ) نمىشناختيد به شما معرفى كردم » ( و عرّفتكم ما أنكرتم ) .
اشاره به اين كه حقايق بسيارى بود كه بر شما پوشيده بود و از آن بىخبر بوديد ؛ من از روى آنها پرده برداشتم و حقيقت آن را آشكار ساختم .
اين جمله ممكن است مفهوم ديگرى نيز داشته باشد و آن اين كه مسائلى بود كه شما انكار مىكرديد و بر اثر نادانى ، موضع ديگرى مىگرفتيد ؛ من حقيقت را بر شما روشن ساختم تا از راه انكار باز گرديد .
هامش
( 1 ) « دارستكم » از مادهء « مدارسه » به معناى تدريس كردن و آموختن گرفته شده است .
( 2 ) « حجاج » جمع « حجّت » به معناى دليل و برهان است و گاه معناى مصدرى دارد و به صورت مفرد به كار مىرود .