شرح و تفسير يا جهاد يا در انتظار مرگ و ذلت بودن
امام عليه السّلام در آغاز اين خطبه همچون بسيارى ديگر از خطبهها از حمد و ثناى الهى شروع مىكند و مىگويد : « خدا را بر آن چه فرمان داده و كارى كه مقدر فرموده ستايش مىكنم و پروردگار را بر گرفتارى خودم به شما مىستايم » ( أحمد اللّه على ما قضى من أمر ، و قدّر من فعل ، و على ابتلائي بكم ) .
در اين كه آيا قضا و قدر در اين عبارت به يك معناست و همه اشاره به مقدّرات الهى است يا دو معنا دارد ، شارحان نهج البلاغه تفسيرهاى متعددى دارند . بعضى هر دو را به يك معنا دانسته و بعضى گفتهاند : قضا مربوط به آفرينش عالم امر و عقول يعنى جهان ماوراى طبيعت است و قدر ، اشاره به عالم خلق يعنى جهان طبيعت است . يكى از تفسيرهاى روشن قضا و قدر - كه آيات و روايات نيز بر آن گواهى مىدهد - اين است كه قضا - هم در عالم تكوين و هم در عالم تشريع - اشاره به فرمان الهى براى اصل وجود چيزى است و قدر ، اشاره به اندازهگيرىها و اجزا و شرايط آن است ؛ مثلا فرد بزرگى فرمان مىدهد مسجد يا بيمارستانى ساخته شود . اين مصداق قضاست ؛ سپس نيازها و اندازهگيرىهاى آن را بيان مىكند ؛ اين قدر است . فرمان خدا به اداى نماز و روزه در عالم تشريع ، قضاست و دستور او نسبت به اجزا و شرايط آن ، قدر است .
نكتهء ديگر اين است كه در عبارت ياد شده ، امام عليه السّلام خدا را بر گرفتارىها و مشكلاتى كه براى ياران نافرمانش به وجود آمده ، حمد و سپاس مىگويد . اين بدان جهت است كه مردان خدا تسليم فرمان اويند و در ديدگاه آنها هر چه از دوست مىرسد نيكوست و همه را داراى مصلحت و هدف مىبينند .
سپس حاضران در مجلس يعنى سران قبايل و عشاير كوفه را مخاطب ساخته ، چنين مىفرمايد : « اى گروهى كه هرگاه فرمان دادم اطاعت نكرديد و هر زمان دعوتتان نمودم اجابت ننموديد ؛ هر وقت به شما مهلت داده شود ( كه آماده پيكار با دشمن شويد ) در