سعادت جاويدانشان از آن ببرند .
سپس در ادامهء اين سخن ، امام عليه السّلام به حديث پر معنايى از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله استدلال مىكند و مىگويد : « رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود : ايمان هيچ بندهاى صاف و استوار نخواهد شد تا قلبش صاف شود و هيچ گاه قلبش صاف و استوار نمىشود تا زبانش چنين گردد » ( و لقد قال رسول اللّه - صلّى اللّه عليه و آله - : « لا يستقيم إيمان عبد حتّى يستقيم قلبه . و لا يستقيم قلبه حتّى يستقيم لسانه » ) .
رابطهاى كه ميان اصلاح زبان و قلب و ايمان در اين حديث آمده ، دقيق و حساب شده است . تجربه نشان داده كه آلودگى زبان به انواع گناهان و سخنان لغو و بيهوده ، قلب را تاريك و روح را تهى از معنويت مىكند و بديهى است هنگامى كه قلب ، تاريك شود جاى درخشش نور ايمان نخواهد بود . قرآن مجيد در يك تعبير حساب شده مىگويد : «
« يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ قُولُوا قَوْلًا سَدِيداً يُصْلِحْ لَكُمْ أَعْمالَكُمْ »
؛ اى كسانى كه ايمان آوردهايد ، تقواى الهى پيشه كنيد و سخن حق بگوييد تا خدا اعمال شما را اصلاح كند » . « 1 » بنابر اين رابطهء لازم و ملزوم بودن اصلاح زبان و اصلاح قلب و اصلاح ايمان ، يك رابطهء روشنى است ؛ هر چند بعضى از شارحان نهج البلاغه در توجيه آن به زحمت افتادهاند .
البتّه نمىتوان انكار كرد كه عكس اين معنا نيز صادق است ؛ يعنى قوّت ايمان ؛ باعث نورانيّت قلب و نورانيّت قلب ، باعث اصلاح زبان مىشود و به تعبير روشنتر اين امور سه گانه ، تأثير متقابل در يكديگر دارد ؛ ولى آن چه در حديث پيامبر صلّى اللّه عليه و آله آمده بارزتر است .
آن چه در جملههاى بالا آمد همه مربوط به اصلاح زبان بود كه مهمترين گام در راه خودسازى و قرب الى اللّه است . آن گاه امام عليه السّلام به سه موضوع مهم ديگر در پايان اين عبارت از خطبه اشاره كرده ، مىفرمايد : « هر كس از شما بتواند خدا را در حالى ملاقات كند كه دستش از خون و اموال مسلمانان پاك باشد و زبانش از تعدى بر آبروى آنان سالم
هامش
( 1 ) سورهء احزاب ، آيات 70 و 71 .