است ؛ مىفرمايد : « لسان العاقل وراء قلبه قلب الأحمق وراء لسانه ؛ زبان عاقل در پشت قلب اوست ، در حالى كه قلب احمق در پشت زبان او قرار دارد » . « 1 » نيز در روايت ديگرى از آن حضرت نقل شده است : « قلب الأحمق في فيه و لسان العاقل في قلبه ؛ قلب احمق در دهان اوست و زبان عاقل در قلب اوست » . « 2 » همهء اين عبارات ، يك حقيقت را دنبال مىكند كه مؤمن و عاقل مىانديشد و مىگويد و احمق و منافق مىگويد و نمىانديشد .
پرسش : منافقان معمولا افرادى هوشيار و در كارهاى تخريبى خود داراى برنامهها و نقشههاى دقيقاند ؛ چگونه مىتوان آنها را احمق يا كسى كه « لا يدري ماذا له و ماذا عليه ؛ نمىداند كه چه چيزى به سود و چه چيز به زيان است » معرفى كرد ؟ ! پاسخ : با دقت در آيات مربوط به منافقان در قرآن مجيد ، پاسخ اين سؤال را مىتوان دريافت و آن اين كه گرچه منافقان در مراحل ابتدايى ، داراى هوش و نقشههاى شيطنتآميزاند و به همين دليل ، خود را هوشمند و مؤمنان راستين را سفيهان مىپندارند ، ولى در مرحلهء نهايى سفيه واقعى آنهايند ؛ قرآن مجيد مىگويد : «
« وَ إِذا قِيلَ لَهُمْ آمِنُوا كَما آمَنَ النَّاسُ قالُوا أَ نُؤْمِنُ كَما آمَنَ السُّفَهاءُ أَلا إِنَّهُمْ هُمُ السُّفَهاءُ وَ لكِنْ لا يَعْلَمُونَ »
؛ و هنگامى كه به آنها گفته شود : همانند ( ديگر ) مردم ايمان بياوريد ، مىگويند : آيا همچون ابلهان ايمان بياوريم ؟ ! بدانيد اينها همان ابلهانند ؛ ولى نمىدانند » . « 3 » بنابر اين در يك محاسبهء دقيق ، حماقت آنها و هوشيارى مؤمنان روشن مىشود ؛ چه آن كه خط نفاق ، خواه ناخواه خود را نشان مىدهد و سبب رسوايى دنيا و آخرت مىشود و منافقان ، سرمايههاى اصلى خود را از دست مىدهند ؛ بى آن كه بهرهاى براى
هامش
( 1 ) كلمات قصار ، 40 .
( 2 ) كلمات قصار ، 41 .
( 3 ) بقره ، آيهء 13 .