جاويدان ) » ( فكونوا كالسّابقين قبلكم ، و الماضين أمامكم . قوّضوا « 1 » من الدّنيا تفويض الرّاحل ، و طووها « 2 » طيّ المنازل ) .
* * *
چند نكتهء مهم
1 - در اسلام ، همواره به حسن ظن دستور داده مىشود ؛ ولى چرا در اين جا امام عليه السّلام به بدگمانى دستور مىدهد ؟ دليلش روشن است ، حسن ظن بايد دربارهء ديگران باشد ؛ ولى دربارهء خود انسان كه به طور طبيعى حسن ظنّ افراطى وجود دارد تا آن جا كه نقطههاى ضعف خود را قوّت ، و صفات زشت را گاهى فضايل اخلاق مىپندارد . به بد گمانى فرمان داده شده تا خويشتن دوستى افراطى تعديل گردد . بايد انسان به نقد خويش بنشيند و بدون اغماض ، اعمال و رفتار و اخلاق خود را بررسى كند تا راه كمال و پيشرفت به روى او گشوده شود ؛ درست مانند كسى كه از جادهء پر خطرى عبور مىكند ، هرگاه با ديدهء خوش بينى به همه چيز نگاه كند به يقين ، گرفتار حوادث دردناك مىشود و اگر با نگاه بدگمانى بنگرد با احتياط از لابهلاى خطرها مىگذرد و به سر منزل مقصود مىرسد .
بايد توجّه داشت كه نقّادى از خويشتن ، هرگز با مسألهء اعتماد به نفس منافات ندارد .
اعتماد به نفس مانند آن است كه انسان ، سرمايهء عظيمى در اختيار داشته باشد و از وجود اين سرمايه با خبر باشد ؛ اين مطلب مانع از آن نمىشود كه در به كارگيرى سرمايه در يك محيط پر خطر ، احتياطهاى لازم را فراموش كند .
2 - امام عليه السّلام دو الگو فرا راه مخاطبان قرار داده : كسانى كه در گذشتهء دور مىزيستهاند ( كالسابقين قبلكم ) و كسانى كه در گذشتهء نزديك بودهاند ( و الماضين امامكم ) چرا كه
هامش
( 1 ) « قوضوا » از مادهء « تقويض » به معناى ويران كردن ، در هم ريختن يا فرو كشيدن عمود خيمه است كه براى جمع كردن خيمه صورت مىگيرد .
( 2 ) « طووها » از مادهء « طىّ » به معناى در نورديدن گرفته شده است .