( به نام خونخواهى عثمان ) غلط اندازى كند و امر را بر مردم مشتبه سازد و آنها را به شك بيندازد .
به خدا سوگند ، او مىبايست در مورد عثمان يكى از سه كار را انجام مىداد ؛ ولى هرگز چنين كارى را نكرد ( نخست اين كه ) اگر فرزند عفان ( يعنى عثمان ) ستمكار بود - چنان كه او مىانديشيد - سزاوار بود با قاتلان او همكارى كند و با يارانش مبارزه نمايد و اگر او مظلوم بود سزاوار بود از قتل او جلوگيرى كند و براى كارهايش عذر موجهى ارائه دهد و اگر در ميان اين دو امر شك و ترديد داشت خوب بود كنارهگيرى مىكرد و به گوشهاى مىرفت و مردم را با او تنها مىگذاشت ؛ ولى او هيچ كدام از اين سه را انجام نداد و به كارى دست زد كه دليل روشنى بر آن نبود و عذرهاى ناموجهى براى كار خود آورد ( نخست بر ضد او قيام كرد سپس به خونخواهى او برخاست ) .
شرح و تفسير كارهاى ضد و نقيض طلحه دليل رسوايى اوست
امام عليه السّلام در آغاز اين خطبه اشاره به تهديدهاى طلحه و زبير كرده ، مىفرمايد : « من هيچ گاه در گذشته به جنگ تهديد نمىشدم و هرگز كسى مرا از ضرب شمشير نمىترسانيد ( چرا كه همه مىدانستند من مرد جنگم و هرگز از مبارزه با دشمن هراسى ندارم ) » ( قد كنت و ما أهدّد بالحرب ، و لا أرهّب بالضّرب ) .
اشاره به اين كه همگان ضرب شمشير مرا در جنگهاى اسلامى ديده بودند كه برترين شجاعان عرب را به خاك افكندم و نام مرا همگان با دليرى و شجاعت قرين مىدانستند . تعجبآور است كه چگونه طلحه و زبير به خود اجازه مىدهند مرا به جنگ تهديد كنند ! با اين كه خودشان در جنگها حاضر و ناظر بودند .
سپس مىفرمايد : « ( اضافه بر اين ) من به همان وعدهء پيروزى كه پروردگارم داده است باقىام و به آن ايمان دارم » ( و أنا على ما قد وعدني ربّي من النّصر ) .