مسأله نكرده است و حديث غدير و مانند آن را ذكر نفرمود ؛ بلكه تكيه او بر پذيرش مردم است و اين در واقع ، امضاى خلافت خلفاى پيشين است ؛ لذا ابن ابى الحديد در اين جا با صراحت مىگويد : اين بخش از كلام امام عليه السّلام دليل بر صحت مذهب ماست و با مذهب اماميه موافقت ندارد ، راه حل اين شبهه چيست ؟
پاسخ
: در پاسخ اين سؤال ، چند نكته قابل توجّه است : نخست اين كه امام عليه السّلام براى اثبات حقانيت خود تكيه بر مسلّمات مخالفان كرده ؛ چرا كه آنها قبول اهل حلّ و عقد ( پذيرش از سوى علماى امّت ) را براى ثبوت امامت و خلافت كافى مىدانستند ؛ بنابر اين با منطق خودشان ( منطق جدال احسن ) به آنها پاسخ مىگويد ؛ چون اگر تكيه بر نص مىكرد ، زبان آنها به انكار گشوده مىشد .
ديگر اين كه خلافت خلفاى پيشين از طريق پذيرش مردم نبود ؛ اهل سقيفه كه ابو بكر را به خلافت برگزيدند افراد معدود و محدودى بودند و خلافت عمر ، تنها با نصّ ابو بكر بود و خلافت عثمان ، تنها به وسيلهء سه يا چهار رأى از شوراى شش نفرى عمر صورت پذيرفت .
اضافه بر همهء اينها براى به دست آوردن نظر امام عليه السّلام در مسألهء خلافت ، نبايد تنها بر يك يا دو خطبه تكيه كرد ؛ بلكه بايد همهء كلمات آن حضرت را در اين موضوع در كنار هم بچينيم و تصميمگيرى كنيم و مىدانيم امام عليه السّلام بارها در نهج البلاغه در موارد متعددى در مسألهء خلافت تكيه بر نص فرموده است .
* * *