مبسوطى دربارهء اهمّيّت اين جمله و محتواى آن آوردهايم . « 1 » از آن جا كه اين سفر آخرت به گفتهء قرآن مجيد زاد و توشهاى مىطلبد و آن زاد و توشه تقواست
« وَ تَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَيْرَ الزَّادِ التَّقْوى »
« 2 » .
امام عليه السّلام در ادامهء اين سخن همهء مردم را به تقوا دعوت مىكند و مىفرمايد : « تقواى الهى پيشه كنيد ؛ هم در مورد بندگان خدا ، و هم شهرها و آبادىها ؛ چرا كه شما ( در برابر همهء اينها ) حتى سرزمينها و چهارپايان مسئوليد » ( اتّقوا اللّه في عباده و بلاده ، فإنّكم مسؤولون حتّى عن البقاع « 3 » و البهائم « 4 » ) .
مفهوم تقوا در برابر بندگان خداوند روشن است و آن ترك آزار آنها و حفظ حقوق و احترام به شخصيت آنان مىباشد و اما تقوا دربارهء بلاد ، آن است كه در آبادى آنها بكوشند و از تخريب و ويرانى بپرهيزند و اجازه دهند همهء مردم از محيط سالم بهره گيرند و اما مسئوليت در برابر بهايم و چهارپايان اين است كه آنها را بىجهت آزار ندهند و فوق طاعتشان بر آنها بار نكنند و به نيازهاى آنها از نظر غذا و آب و حتى پوشش لازم و نيز دارو و درمان به هنگامى كه گرفتار جراحتى مىشوند ، رسيدگى كنند .
بعضى از شارحان نهج البلاغه ، مسئوليت در برابر شهرها و بقاع را اين گونه تفسير كردهاند كه در بلاد كفر كه قادر به انجام دادن وظايف دينى خود نيستند مسكن نگزينند و خانههاى پر زرق و برق و قصرهاى مجلّل براى خودنمايى و برترىجويى نسبت به ديگران بنا نكنند .
ولى صحيحتر در تفسير اين عبارات همان است كه بيان كرديم ، شاهد اين سخن
هامش
( 1 ) پيام امام امير مؤمنان عليه السّلام ، جلد 2 ، صفحهء 16 .
( 2 ) بقره ، آيهء 197 .
( 3 ) « بقاع » جمع « بقعة » به معناى قسمتى از زمين است كه از اطراف آن متمايز باشد و در جملهء مزبور به معناى هر گونه آبادى است .
( 4 ) « بهائم » جمع « بهيمة » به معناى حيوانات چهار پا است و درندگان و پرندگان را شامل نمىشود .