شرح و تفسير در برابر همه چيز مسئول هستيد
در ادامهء نصايحى كه امام عليه السّلام در بخش اوّل اين خطبه بيان فرمود ، در اين بخش ، مخاطبان خود را به مسألهء پايان عمر كه براى همه رخ خواهد داد و سپس به مسألهء تقوا كه بهترين زاد و توشهء سفر آخرت است توجّه مىدهد ؛ مىفرمايد : « به سوى آن امر همگانى - كه ويژه يكايك شماست - يعنى مرگ ، مبادرت ورزيد ( و براى آن آماده شويد ) ؛ چرا كه ( گروهى از ) مردم ، پيش از شما رفتند و قيامت از پشت سر ، شما را بانگ مىزند ( و به پيش مىراند ) » ( بادروا أمر العامّة و خاصّة أحدكم و هو الموت ، فإنّ النّاس أمامكم ، و إنّ السّاعة تحدوكم « 1 » من خلفكم ) .
منظور از امر عمومى و خصوصى ، همان مرگ است ؛ زيرا اگر به كلّ جامعه انسانى نگاه كنيم مرگ در سرنوشت همهء آنها رقم زده شده است بنابر اين جنبهء عمومى دارد و اگر تنها به خودمان بنگريم باز مرگ را در پايان عمر حاضر مىبينيم ، بنابر اين جنبهء خصوصى دارد ، و با توجّه به تفسيرى كه امام عليه السّلام فرموده ( جملهء « و هو الموت » « 2 » ) ترديدى در اين تفسير باقى نمىماند و شگفتآور است كه چگونه بعضى از مفسّران نهج البلاغه جملهء « بادروا أمر العامة » را به معناى اصلاح امور جامعه تفسير كردهاند .
جملههاى بعد نيز نشان مىدهد كه آن چه در اين عبارت آمده مربوط به مرگ و پايان زندگى است ؛ نه اصلاح جامعهء انسانى ، كه آن مقولهء ديگرى است .
آرى ، دو دليل بر حقانيت مرگ - كه يك قانون عمومى است وجود دارد : نخست اين كه با چشم خود گروهى را مىبينيم كه پيش از ما بار اين سفر را مىبندند و در جلوى اين
هامش
( 1 ) « تحدوكم » از مادهء « حدو » و « حدى » ( بر وزن حذف و جدا ) به معناى راندن شر يا آواز مخصوصى است كه ساربانها مىخوانند ، سپس بر معناى وسيعترى ( راندن و سوق دادن ) اطلاق شده است .
( 2 ) توجّه داشته باشيد ضمير « هو » مذكّر است و به « امر » بر مىگردد و بنابر اين « خاصّة » بايد مجرور باشد ؛ نه مفتوح آن چنان كه در متن مذكور آمده است .