و الهمجة « 4 » إلى ما فوقهما من خلق الحيتان « 5 » و الفيلة ! ) .
امام عليه السّلام در اين عبارت كوتاه به دو جاندار از كوچكترين جانداران يعنى مورچه و پشههاى ريز و به دو حيوان بزرگ كه عظيمترين جانداران روى زميناند ، اشاره مىكند :
نهنگ در درياها و فيل در خشكى . مخصوصا توجّه مخاطبان خود را به دست و پاى مورچگان و پشهها جلب مىكند ؛ دست و پايى كه داراى تمام ويژگىهاى دست و پاى فيل است ؛ خم و راست مىشود و از مغز فرمان مىگيرد و به جوانب مختلف انعطاف مىيابد ؛ همواره تغذيه مىشود و براى خود اعصاب و عضلات و مفاصل و مانند آن دارد و به راستى اگر يكى از پاهاى آنها را زير ميكروسكوپ هم قرار دهيم و در ساختمان آن اندكى بينديشيم به قدرت و علم بى پايان خدا آشنا خواهيم شد . همچنين اگر دربارهء حيوانات بزرگ بينديشيم كه مثلا قلب بعضى از نهنگها يك تن وزن دارد و بچههاى آنها در زير آب ، شير مادر مىخورند ؛ به اين گونه كه مادر شير خود را در آب مىريزد و نوزاد او بلافاصله آن را مىنوشد ! و ساير شگفتىهاى آنها ، درس بزرگى از توحيد و خداشناسى است ؛ گر چه مورچهها - براى مثال - آن قدر در اطراف ما زيادند و ما با آنها عادت كردهايم كه نمىدانيم ساختمان يك مورچه از ساختمان يك هواپيماى غول پيكر مهمتر است . قرآن مجيد مىگويد : «
« وَ كَأَيِّنْ مِنْ آيَةٍ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ يَمُرُّونَ عَلَيْها وَ هُمْ عَنْها مُعْرِضُونَ »
؛ و چه بسيار نشانهاى ( از خدا ) در آسمانها و زمين كه آنها از كنارش مىگذرند و از آن روى گردانند » . « 6 » و در پايان اين بخش اشاره به سرنوشت حتمى همهء جانداران يعنى مرگ و نيستى
هامش
( 4 ) « همجة » به معناى پشهء كوچك است و جمع آن « همج » ( بر وزن كرج ) است .
( 5 ) « حيتان » جمع « حوت » به معناى ماهى است .
( 6 ) يوسف ، آيهء 105 .