نخست مىفرمايد : « خداوند ، آفريدگانى شگفتانگيز از حيوان و جماد ، ساكن و متحرك ، ابداع كرد » ( ابتدعهم خلقا عجيبا من حيوان و موات ، و ساكن و ذي حركات ) .
منظور از موات ، جمادات است ؛ همچون زمين و آسمان ، ستارهها و ماه و خورشيد كه بعضى ساكناند و بعضى حركتدار . ( هر چند از يك نگاه همه داراى حركتند ) .
منظور از ابداع ، آفرينش بدون سابقه است و اين موضوع بسيار مهمى است ؛ زيرا تمام صنعتگران و نقّاشان آن چه را مىسازند و يا به تصوير مىكشند ، تقليدى است از جهان خلقت ؛ به طور واضح و ساده يا پيچيده و مركب . تنها خدا است كه آفرينش او بىسابقه است ؛ آن هم آفرينشى با اين تنوع و تكثّر عجيب .
سپس به شرح اين سخن پرداخته ، مىفرمايد : « نمونههايى از شواهد آشكار بر صنعت دقيق و قدرت عظيمش را اقامه كرد ؛ آن گونه كه عقلها مطيع و معترف و تسليم او گشتند و دلايل يگانگى او در گوشهاى ما طنين انداز شد » ( و أقام من شواهد البيّنات على لطيف صنعته ، و عظيم قدرته ، ما انقادت له العقول معترفة به ، و مسلّمة له ، و نعقت « 1 » في أسماعنا دلائله على وحدانيّته ) .
به راستى اگر انسان ، كمى با علوم طبيعى آشنا باشد و با دقّت به بررسى شگفتىهاى موجودات اين جهان بپردازد ، بىاختيار زبانش به مدح و ستايش پروردگار گشوده مىشود و همان گونه كه مولاى متقيان عليه السّلام فرمود ، به عظمت خدا اعتراف مىكند و در برابر او تسليم مىشود .
به دنبال اين سخن ، امام عليه السّلام ذرّهبين انديشه را بر بخش خاصى از شگفتىهاى جهان - كه پر از اسرار و لطايف است - مىاندازد و از جهان پرندگان سخن مىگويد و تنوع عجيب آنها را شرح مىدهد و مىفرمايد : « و اشكال گوناگونى از پرندگان را آفريد ؛ پرندگانى كه
هامش
( 1 ) « نعقت » از مادهء « نعق » ( بر وزن برق ) در اصل به معناى صداى كلاغ است ؛ سپس به صداهايى كه براى حركت حيوانات و امر و نهى آنها گفته مىشود ، اطلاق شده است .