قدرت بر پرواز ندارند و يا به زحمت و نزديك سطح زمين پرواز مىكنند و پرندگان سبك جثّهاى كه بر بلنداى آسمانها به سرعت در گردشند ، مىفرمايد : « خداوند آنها را با اشكال شگفتآورى از نظر صورت ظاهر پديد آورد و پيكرشان را با استخوانهاى به هم پيوسته كه پوشيده ( از گوشت ) شده تركيب نمود ؛ بعضى را به سبب سنگينى جسمشان از اين كه به آسانى در هوا پرواز كنند بازداشت و چنان قرارداد كه بتوانند ( در نزديكى زمين ) بال و پر بزنند ( ولى به سبك و زنان اجازه داد در اوج آسمان به پرواز درآيند ) » ( كوّنها بعد إذ لم تكن في عجائب صور ظاهرة ، و ركّبها في حقاق « 1 » مفاصل محتجبة ، و منع بعضها بعبالة « 2 » خلقه أن يسمو في الهواء خفوفا ، « 3 » و جعله يدفّ دفيفا « 4 » ) .
آرى ، اشكال پرندگان به قدرى مختلف است كه انسان از تنوّع آن حيران مىشود :
بعضى آن چنان زيبايند كه چشم از ديدن آنها سير نمىشود ؛ بعضى چنان قيافهء وحشتناكى دارند كه غالب مردم از آنها مىترسند ؛ پاهاى بعضى به قدرى بلند است كه گويا بدن آنها روى دو ستون قرار گرفته ( مانند شتر مرغ و لكلك ) و پاى بعضى به قدرى كوتاه است كه به زحمت ديده مىشود ( مانند كبكها ) ؛ بعضى به قدرى بزرگاند كه گاه بدن آنها به دو متر مىرسد و بعضى به اندازهاى كوچكاند كه از چند سانتىمتر تجاوز نمىكنند .
از نظر پرواز نيز بسيار مختلفاند : بعضى آن چنان سنگيناند كه قدرت پرواز ندارند ؛ به سرعت مىدوند و بال و پر مىزنند ؛ بعضى مدتى با سرعت مىدوند و سپس از زمين بر مىخيزند و در ارتفاع پايين حركت مىكنند و برخاستن آنها درست ، شبيه پرواز
هامش
( 1 ) « حقاق » جمع « حقّ » ( بر وزن حبّ ) به معناى محل پيوند دو استخوان مفصل است .
( 2 ) « عبالة » به معناى درشتى ، سنگينى است .
( 3 ) « خفوف » به معناى سرعت و سبكى است كه غالبا لازم و ملزوم يكديگرند .
( 4 ) « دفيف » به معناى بال زدن است و از آن جا كه پرندگان ، نزديك زمين بيشتر بال مىزنند ، گاهى اين واژه به پرواز كردن در نزديك زمين نيز گفته شده است .