آرى ! هنگامى كه صحنهء اجتماع از دانشمندان خالى شود ، رشتهء سخن به دست ظالمان بى منطق مىافتد و هر چه مىخواهند مىگويند و مردم مجبورند عملى كنند .
فتنه به اندازهاى فراگير مىشود كه آبادىهاى كوچك و دورترين نقاط را تسخير مىكند .
و در ادامهء اين سخن دربارهء خطرهاى فوق العادهء اين فتنه مىفرمايد : ( وضع به گونهاى خواهد بود كه ) « افراد پياده و تنها در غبار آن گم مىشوند و گروه سواران در مسير آن نابود مىگردند ! » ( يضيع في غبارها الوحدان ، و يهلك في طريقها الرّكبان ) .
اشاره به اين كه فتنه به اندازهاى عظيم و سنگين است كه غبار آن براى نابود كردن مخالفان محدود كافى است و مخالفان كثير و متشكل نيز هنگامى كه در مسير آن قرار گرفتند در هم كوبيده مىشوند و هيچ كس را ياراى مقابله با آن نيست .
بعضى از شارحان در تفسير اين جمله گفتهاند : منظور از « وحدان » فضلا و دانشمندانند كه به غبار شبههها گرفتار مىشوند و حق را از دست مىدهند و « ركبان » كنايه از گروههاى نيرومند است كه آنها هم تاب مقاومت در برابر فتنه گران ندارند و از ميان برداشته مىشوند ؛ ولى تفسير اوّل صحيحتر به نظر مىرسد ؛ چرا كه « وحدان » اشاره به افراد تنها يا پياده نظام است و « ركبان » به افراد قوى يا سواره نظام گفته مىشود .
و در ادامه مىفرمايد : « اين فتنه با تلخىها و با شدت وارد مىشود و خونهاى تازه مىدوشد ، علايم دين را خراب مىكند و رشتههاى يقين را از هم مىگسلد ، ( به گونهاى كه ) عاقلان از آن مىگريزند و پليدان ، تدبير آن را به دست مىگيرند ! » ( ترد بمرّ القضاء ، و تحلب عبيط « 6 » الدّماء ، و تثلم منار الدّين ، و تنقض عقد اليقين ، يهرب منها الأكياس ، و يدبّرها الأرجاس ) .
آرى ! هنگامى كه هوشمندان و دانشمندان از صحنهء اجتماع كنار زده شوند و ناپاكان ،
هامش
( 6 ) « عبيط » از مادهء « عبط » ( بر وزن خبط ) به معناى سر بريدن حيوان است و دم عبيط به خون تازه مىگويند كه از بدن انسان يا حيوان جارى مىشود .