و تضلّ رجال بعد سلامة ؛ و تختلف الأهواء عند هجومها ، و تلتبس الآراء عند نجومها « 1 » ) .
در اين كه اين فتنه مربوط به كدام فتنه است ، بسيارى از شارحان نهج البلاغه آن را اشاره به فتنهء « مغول » و « تاتار » دانستهاند و تقريبا احتمالى غير از اين ذكر نكردهاند ؛ ولى اين احتمال بسيار بعيد به نظر مىرسد ؛ زيرا مغولها جز غارت اموال و تخريب شهرها و سلطه بر حكومت كشورهاى اسلامى هدفى نداشتند ؛ در حالى كه امام عليه السّلام در اين عبارت از خطبه از فتنهاى خبر مىدهد كه افكار و اعتقادات مردم را هدف گيرى مىكند و آنها را به گمراهى و اختلافات فكرى و مذهبى مىكشاند .
از اين رو ممكن است اين فتنه اشاره به فتنه « بنى عباس » باشد كه بعد از فتنهء « بنى اميّه » - كه در عبارات قبل به آن اشاره شده بود - به وجود آمد .
مىدانيم « بنى اميّه و بنى عباس » گر چه هر دو يك هدف شيطانى را تعقيب مىكردند ، ولى « بنى اميّه » همان گونه كه سردمدار آنها معاويه گفت كار به نماز و روزه و برنامههاى دينى مردم نداشتند ، مگر در جايى كه با حكومت خود كامه آنها مزاحمت داشت ؛ در حالى كه « بنى عباس » پنجه در عقايد مردم افكندند و مىدانيم بسيارى از مكتبهاى انحرافى و مذاهب فاسد در عصر آنها به وجود آمد و اختلاف در مسائلى مانند « حدوث و قدم قرآن » و « جبر و تفويض » و اختلافات « اشاعره و معتزله » در زمان آنها بالا گرفت و به يقين بنى عباس به دنبال آن بودند تا مردم و حتى دانشمندان و علما و متفكران را به اين مباحث سرگرم كنند و خودشان به حكومت ادامه دهند .
نمىگوييم « بنى اميّه » مطلقا دنبال اين مسائل نمىرفتند ، بلكه مىگوئيم اين گونه مباحث در آن زمان ظهور و به روزى همچون عصر « بنى عباس » نداشت .
هامش
( 1 ) « نجوم » در اين جا معناى مصدرى دارد و به معناى آشكار شدن است .