كه بسيار لطيف و آسيب پذير است ، در آن محيط كاملا محفوظ از آسيبها بر كنار است .
سپس به شرح اين مطلب پرداخته ، مىافزايد : « آفرينش تو از عصارهء گل آغاز شد و در جايگاه مطمئن و محفوظى تا حدّ معين و سرآمد مشخصى قرار داده شدى » ( بدئت
« مِنْ سُلالَةٍ
« 1 »
مِنْ طِينٍ »
، و وضعت
« فِي قَرارٍ مَكِينٍ
« 2 »
إِلى قَدَرٍ مَعْلُومٍ »
، و أجل مقسوم ) .
اشاره به اين كه توقف انسان در رحم مادر ، كاملا حساب شده است ؛ از نظر كميّت و كيفيت بدن و از نظر مدت و زمان ؛ كه امام عليه السّلام به يكى با جملهء « الى قدر معلوم » اشاره مىكند و به ديگرى با جملهء « و اجل مقسوم » .
آن گاه به بيان مرحلهء بعد از استقرار در رحم مىپردازد و مىفرمايد : « در آن هنگام كه در شكم مادر مشغول حركت بودى در حالى كه نه قدرت پاسخگويى داشتى و نه توانايى شنيدن سخنى ! » ( تمور « 3 » في بطن أمّك جنينا لا تحير « 4 » دعاء ، و لا تسمع نداء ) .
اين جمله اشاره لطيفى است به حركت پى در پى جنين در شكم مادر كه به صورت شنا كردن در مايع مخصوص پيرامونش مىباشد . فرمان حركت را از درون فطرت و به حكم طبيعت مىگيرد ، بى آن كه از كسى چيزى بخواهد يا پاسخ به كسى بدهد ؛ چرا كه نه
هامش
( 1 ) « سلالة » از مادّهء « سلّ » ( بر وزن حلّ ) به معناى عصاره و فشرده و خالص هر چيزى است ؛ از همين رو به معناى برگزيده نيز نقل شده است .
( 2 ) « مكين » از مادهء « مكانت » به معناى مقام و منزلت گرفته شده و به مفهوم شخص يا چيزى است كه صاحب منزلت و داراى استقرار و ثبات و استحكام باشد و تمام وسايل كار در اختيار او قرار گيرد .
( 3 ) « تمور » از مادهء « مور » ( بر وزن قول ) به معناى جريان سريع است و به معناى رفت و آمد نيز آمده . اين تعبير در مورد جنين به سبب آن است كه در درون كيسهء مخصوص همواره در حال حركت است .
( 4 ) « تحير » از مادهء « حور » ( بر وزن غور ) گرفته شده كه به معناى رفت و آمد در مكان يا در سخن است و محاوره نيز از همين ماده مىباشد ؛ بنابر اين « لا تحير » در عبارت بالا به اين معناست كه جنين به هيچ سخنى پاسخ نمىگويد و قادر به بيان نيازهاى خود نيست .