شرح و تفسير اى برتر از خيال و قياس و وهم
اين بخش از خطبه كه آخرين بخش آن است ، پاسخى است به سؤال يا سؤالاتى كه از بخشهاى پيشين سرچشمه مىگيرد و آن اين كه : خدايى كه چنين صفاتى دارد يعنى هم اوّل است و هم آخر ، هم ظاهر است و هم باطن ، هم به اشيا نزديك است و هم از آنها دور و علم و قدرت او نسبت به همه چيز ، يكسان است ، شناخت كنه صفاتش بر ما ميسر نيست . درست است كه علم اجمالى به همهء اين صفات داريم ولى علم تفصيلى - كه از آن به علم به كنه ذات و صفات تعبير مىكنيم - براى ما ميسّر نمىباشد .
امام عليه السّلام در اين جا به گوشهاى از آفرينش انسان و اسرار پيچيدهء دوران جنينى و نيز اسرار پيچيده تولّد و پس از آن اشاره مىفرمايد و نتيجه مىگيرد : تو كه نمىتوانى به كنه اسرار خلقت خود برسى ، چگونه مىتوانى انتظار داشته باشى به كنه صفات حق راه يا بى ؟ ! مىفرمايد : « اى مخلوقى كه با اندام متناسب آفريده شدهاى و در محيط محفوظى ، در تاريكى رحمها و در پردههاى تو در توى متعدد پرورش يافتهاى » ( أيّها المخلوق السّويّ « 1 » ، و المنشأ المرعيّ « 2 » ، في ظلمات الأرحام ، و مضاعفات الأستار .
بدئت ) .
آرى ، دوران جنينى يكى از شگفت انگيزترين و اسرار آميزترين دورانهاى خلقت انسان است . نطفهء انسان در حالى كه در محيطى كاملا بسته و ظلمانى و زير پردههاى مضاعف قرار دارد ، مراحل تكامل خود را پى در پى طى مىكند و هر روز در مرحله جديدى گام مىنهد . آفرينشى كاملا موزون و منظم و حساب شده را طى مىكند و با اين
هامش
( 1 ) « سوى » از ماده « تسويه » به معناى تنظيم و نظام بخشيدن و رعايت تناسب اجزاى شىء است .
( 2 ) « مرعى » ( بر وزن منفى ) به معناى چيزى است كه مورد رعايت و حفظ و مراقبت قرار گرفته است .