بغض و كينه از هم جدا مىشوند و به هنگام ملاقات ( در اين جهان يا در آخرت ) يكديگر را لعن و نفرين مىكنند ! ( و عن قليل يتبرّأ التّابع من المتبوع ، و القائد من المقود ، فيتزايلون بالبغضاء ، و يتلاعنون عند اللّقاء ) .
اين قسمت ممكن است اشاره به فتنه جويان « بنى عباس » باشد ؛ گر چه آنها همان خط نفاق و تكالب بر دنيا و ضربه زدن بر پيكر اهل بيت عليهم السّلام - كه رهبران الهى امت بودند - همان خط بنى اميه را ادامه مىدادند ، ولى در ظاهر به آنها لعن و نفرين مىفرستادند و از اعمال آنها بيزارى مىجستند و شعار قيامشان كه براى فريب مردم بود « الرضا لآل محمّد » بود ، آنها كشتار عجيبى از بقاياى بنى اميه كردند و سيل خون جارى ساختند و آثارشان را محو و نابود كردند و اموالشان را بر باد دادند .
بعضى از شارحان نهج البلاغه جملهء « و يتلاعنون عند اللقاء » را اشاره به « لقاء الله » و روز قيامت مىدانند ، همان گونه كه در قرآن مىفرمايد :
« إِذْ تَبَرَّأَ الَّذِينَ اتُّبِعُوا مِنَ الَّذِينَ اتَّبَعُوا وَ رَأَوُا الْعَذابَ وَ تَقَطَّعَتْ بِهِمُ الْأَسْبابُ »
؛ در آن هنگام رهبران ( گمراه و گمراه كننده ) از پيروان بيزارى مىجويند و كيفر خدا را مشاهده مىكنند و دستشان از همه جا كوتاه مىشود » . « 1 » همان گونه كه تابعين نيز از پيشوايان خود بيزارى مىجويند ؛ چنان كه در قرآن مجيد مىخوانيم :
« وَ يَوْمَ نَحْشُرُهُمْ جَمِيعاً ثُمَّ نَقُولُ لِلَّذِينَ أَشْرَكُوا أَيْنَ شُرَكاؤُكُمُ الَّذِينَ كُنْتُمْ تَزْعُمُونَ ثُمَّ لَمْ تَكُنْ فِتْنَتُهُمْ إِلَّا أَنْ قالُوا وَ اللَّهِ رَبِّنا ما كُنَّا مُشْرِكِينَ »
؛ آن روز كه همهء آنها را محشور مىكنيم ؛ سپس به مشركان مىگوييم معبودهايتان كه همتاى خدا مىپنداشتيد كجايند ؟
سپس پاسخ و عذر آنها چيزى جز اين نيست كه مىگويند : سوگند به خداوندى كه پروردگار ماست كه ما مشرك نبوديم » . « 2 »
هامش
( 1 ) بقره ، آيهء 166 .
( 2 ) انعام ، آيات 23 - 22 .